ده نکته ساده ولی بسیار مهم و ضروری قبل از مصاحبه کاری

مصاحبه کاری,نکات بسیار مهم و ضروری قبل از مصاحبه کاری
استاندارد
مصاحبه کاری,نکات بسیار مهم و ضروری قبل از مصاحبه کاری

مصاحبه کاری روشی است که شرکت ها برای گزینش نیروهای خود به کار می برند تا از میزان سواد و اطلاعات عمومی، نحوه ی برخورد و شخصیت افراد و … مطلع شوند.

 

ده نکته کوچک بسیار تاثیر گذار قبل از مصاحبه کاری

شما مصاحبه ای در پیش دارید باید حواصتان به نکات مهم و بزرگ باشد، باید لباس مناسب انتخاب کنید مطالعه ای روی رویه ی کار شرکت داشته باشید وبا مخاطبین مجموعه برای گرفتن اطلاعات ارتباط بگیرید و رزومه خود را کامل کنید ولی همه چیز اینها نیست ، نکات ریزی که می بایست به آن دقت کنید چیست یا لحظات کوتاه تاثیر گذار قبل ازین ملاقات مهم کدام است؟مصاحبه کاری
مصاحبه کاری

۱٫ با خودتان تمرین کنید:

حتی کسانی که بالاترین اعتماد بنفس ها را دارند، قبل از پا گذاشتن به اتاق مصاحبه مردد میشوند طبیعی است ! قرار است زمانی حدود نیم ساعت برشته شوید و خروجی آن تاثیر عظیمی روی زندگیتان خواهد داشت به دلیل همین شک ها خیلی ساده تمام کنترل خود را از دست میدهید و این جواب همان سوال است که چرا نمیتوانید شغل مورد نظر خود را بدست آورید.
مصاحبه شغلی

سعی کنید با خودتان تمرین کنید

۲٫ ظاهر خود را چک کنید:

شا می بایست حواستان به لباس پوشیدن، کفش، ساعت و آنچه ظاهر شما را ارائه میکند، باشد اما چیزهای کوچکی ممکن است اتفاق بیافتد که کسر شان بزرگی به حساب بیاید.
Check your appearance before the interview

چک کردن ظاهر خود قبل از مصاحبه کاری

۳٫ به تنفس خود دقت کنید

تنفس شما می تواند تاثیر بسیار زیادی روی اولین برداشت ها داشته باشد ممکن است تنفس شما تحت تاثیر قهوه های زیادی باشد که نوشیدید یا سیری که در وعده ناهار میل کرده اید این موارد بدون شک تاثیر ناخوشایندی خواهد داشت و شما را به خاطر دلایل سطحی در ذهن تثبیت میکند.

۴٫ زبان بدن و ژست مناسب تمرین کنید:

تمام مدت، معلم و والدین به شما گفته اند ” قوز کرده نباش” که در این موقعیت کاملا مفید است نباید آنقدر شل و ول باشید که به نظر شلخته و نا مرتب بیایید همانطور که نباید به خشکی و صافی چوب خشک باشید. راست و مرتب بنشینید، چانه خود را کمی بالا ببرید و به چشمان مسئول استخدام خود نگاه کنید.
Body language and proper gesture

10 نکته بسیار مهم و کاربردی قبل از مصاحبه کاری

۵٫ از آخرین اخبار مطلع باشید

احتمالا یک گوشی هوشمند دارید، خب از آن استفاده کنید همچنان که در اتاق انتظار نشسته اید عنوان خبرها را مرور کنید و ببینید در دنیا چه خبر است؟ چک کنید در این عناوین خبری هست که به نوعی به کار شرکتی که برای مصاحبه میروید مربوط باشد.

۶٫ بار دیگر رزومه خود را مطالعه کنید

شما قطعا رزومه خود را مثل کف دست بلد هستید ، اما این دلیل نمی شود که از مرور اجمالی و سریع آن قبل از پا گذاشتن به اتاق مصاحبه صرف نظر کنید بار دیگر به جزییات آن دقت کنید. بخش هایی که باعث افتخار شماست را انتخاب کنید و در مصاحبه روی آن ها تمرکز کنید.
Read your resume

اهمیت بالای مطالعه کردن رزومه کاری خود قبل از مصاحبه کاری

۷٫ شب را خوب بخوابید:

هشت ساعت استراحت مفید شبانه در شب، قبل از مصاحبه میتواند تاثیر بسزایی در عملکرد مغز داشته باشد پس باید برای رسیدن به این موضوع هر کاری که لازم است انجام دهید.
sleep well

هرگز شب قبل از مصاحبه کاری دیر نخوابید

 

۸٫ زمان کافی برای بودن در آنجا را در نظر بگیرید پس زود برسید:

کارهای روتین و متفرقه خود را طوری برنامه ریزی کنید، که زمان برای این شکل مسائل هم داشته باشید بیشتر سیستم های جی پی اس برنامه هایی برای نمایش راههای فرعی برای خلاصی از ترافیک های غیر منتظره دارند ، اگرچه گاهی گوینده این برنامه ها خود میتواند تبدیل به کابوسی تا رسیدن به مقصد شوند بویژه اگر تا اولین خروجی فاصله زیادی داشته باشید.
Be sure to get a job interview in time and time

حتما به موقع و راس ساعت به مصاحبه کاری برسید

 

۹٫ در مورد پست شغلی پیشنهادی آماده کنید، چرا خود خوری میکنید؟

شما از قبل برای کار معینی تایید شده اید، درخواست شما پذیرفته شده است و در مرحله ورود به اتاق مصاحبه هستید. تنها چیزی که باید به آن توجه کنید این است که ناکارآمد به نظر نیایید.
Try to offer a job post

سعی کنید یک پیشنهاد برای پست شغلی خود محیا کنید

۱۰٫ سوالاتی را آماده کنید تا از مسئول گزینش بپرسید:

یادتان باشد شما آنجا نیستید که فقط به سوالات پاسخ دهید بلکه سوالاتی نیز بپرسید. در واقع بعضی مسئولان استخدام بیشتر از اینکه به پاسخ های شما به سوالات توجه کنند روی پرسش های شما تمرکز میکنند.
Ask for your selection,رعایت نکاتی قبل از مصاحبه کاری

رعایت نکاتی قبل از مصاحبه کاری

 

اصطلاحات و واژه های بیمه ای برای آزمون آداب بیمه

استاندارد
Insurance terms,اصطلاحات و واژه های بیمه ای برای آزمون آداب بیمه
تعاریف و اصطلاحات بیمه ای تعریف بیمه

از بیمه تعاریف متعددی به عمل آمده که آَشناترین آن ماده یک قانون بیمه مصوب سال ۱۳۱۶ است که عقد بیمه را این چنین تعریف می‌کند: «بیمه عقدی است که به  موجب آن یک طرف تعهد می‌کند در ازاء پرداخت وجه یا وجوهی، از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه خسارت وارده بر او را جبران نموده و یا وجه معینی بپردازد. متعهد را “بیمه‌گر”، طرف تعهد را “بیمه‌گذار”، وجهی را که بیمه‌گذار به بیمه‌گر می‌پردازد، “حق بیمه” و آنچه را که بیمه می‌شود، “موضوع بیمه” می‌نامند».

در این تعریف عناصر و ارکان اصلی تشکیل دهنده یک قرارداد بیمه، یعنی خطر، حق بیمه و خسارت مشخص می‌شود. در این تعریف، رابطه حقوقی بین بیمه‌گر و بیمه‌گذار به وجود می‌آید و بیمه‌گر تعهداتی را قبول می‌کند که تحت شرایط معینی و در صورت بروز حادثه‌ای که در تعهد او است، زیان ناشی از آن را جبران نماید.

 

قرارداد بیمه یا بیمه‌نامه

تعریف بیمه‌نامه (Insurance Policy): ماده ۲ قانون بیمه می‌گوید: «عقد بیمه و شرایط آن باید به موجب سند کتبی باشد و سند مزبور موسوم به بیمه‌نامه خواهد بود». بیمه‌نامه به منزله سندی دال بر رضایت طرفین به انعقاد قرار داد بوده که با توجه به پیشنهاد بیمه‌گذار و موافقت بیمه‌گر تنظیم و پس از امضاء در اختیار بیمه‌گذار قرار می‌گیرد. در بیمه‌نامه باید مشخصات کامل عوامل و ارکانی که  قرارداد بر اساس آن منعقد می‌گردد به وضوح قید شود تا از بروز اختلافات و مشکلات بعدی در روابط بیمه‌گر و بیمه‌گذار جلوگیری گردد.

تعریف عقد – عقد بیمه :

عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد. در عقد بیمه رابطه حقوقی که بین بیمه‌گذار و بیمه‌گر به وجود می‌آید منشأ تعهد است. متعهد که بیمه‌گر است تعهد می‌کند که تحت شرایط معینی در صورت بروز حادثه که به تعهد بیمه‌گر تحقق می‌بخشد از بیمه شده رفع زیان کند. جز بیمه عمر، اصولاً بیمه عقدی است لازم، عقد لازم آنست که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد مشخص.
بیمه گر:

بیمه گر شخصی است حقوقی که در مقابل دریافت حق بیمه از بیمه گذار تعهد جبران خسارت و یا پرداخت وجه معینی را در صورت وقوع حادثه به عهده می گیرد در ماده ۳۱ قانون تاسیس بیمه مرکزی ایران و بیمه گری چنین آمده است :

عملیات بیمه در ایران بوسیله شرکتهای سهامی عام ایرانی که کلیه سهام آنها با نام بوده و با رعایت قانون و طبق قانون تجارت به ثبت رسیده باشند انجام خواهد گرفت.
بیمه‌گذار:

بیمه‌گذار شخص حقیقی یا حقوقی است که طرف تعهد بیمه‌گر است و شخصی است که با پرداخت حق بیمه جان، مال و مسئولیت خود و یا دیگری را برای مدت مشخص و معینی تحت پوشش بیمه قرار می‌دهد.

ماده ۵ قانون بیمه مقرر می‌دارد: بیمه‌گذار ممکن است اصیل باشد یا به یکی از عناوین قانونی نمایندگی صاحب مال یا شخص ذینفع را داشته یا مسئولیت حفظ آن را از طرف صاحب مال داشته باشد
مورد بیمه:

مورد بیمه می‌تواند شخص، شیء، یا مسئولیت باشد. چنانچه مورد بیمه شخص باشد بیمه‌گر در مقابل فوت، حیات، بیماری، از کارافتادگی و نقص عضو بیمه شده متعهد خواهد بود. این نوع بیمه را بیمه اشخاص می‌نامند. در صورتی که مورد بیمه شیء باشد بیمه‌گر در مقابل خسارات وارد به آن شیء متعهد خواهد بود مثل آتش‌سوزی اموال منقول و غیرمنقول، بیمه حمل و نقل کالا، هواپیما و کشتی، بیمه اتومبیل، بیمه مرگ و میر حیوانات. این نوع بیمه را بیمه اشیاء می‌نامند. مورد بیمه ممکن است شخص و یا شیء نباشد بلکه مسئولیت بیمه‌گذار در مقابل دیگری باشد که در این صورت بیمه‌گر متعهد است چنانچه در نتیجه‌ حادثه‌ای که بیمه‌گذار مسئول آن باشد به دیگری خسارت وارد شود خسارت آن شخص را جبران نماید مانند بیمه مسئولیت اتومبیل، بیمه مسئولیت کارفرما در مقابل کارگران، بیمه مسئولیت حرفه‌ای پزشکان و داروسازان، بیمه مسئولیت مالک در مقابل مستأجر. این نوع بیمه را بیمه مسئولیت می‌نامند.
مبلغ بیمه شده:

مبلغ بیمه شده (در بیمه اموال) ارزش واقعی شی مورد بیمه بوده یا مبلغی است که بیمه‌گر تعهد می‌کند در صورت وقوع حادثه تا آن میزان به بیمه‌گذار یا ذینفع قرارداد بیمه خسارت بپردازد. در بیمه اموال مبلغ بیمه شده باید معادل ارزش مال بوده و در صورتی که مبلغ بیمه کمتر از مبلغ واقعی باشد خسارت به نسبت مبلغ بیمه به مبلغ واقعی پرداخت خواهد شد. در بیمه اشخاص از آنجا که جان انسان قابل تبدیل به پول نیست هر مبلغی را که بیمه‌گذار تعیین نماید در صورتی که مورد موافقت بیمه‌گر قرار گیرد در صورت وقوع خطر مرود تعهد، بیمه‌گر ملزم به پرداخت آن به ذینفع یا بیمه‌ شده خواهد بود.
حق بیمه:

حق بیمه وجهی است که بیمه‌گذار به بیمه‌گر می‌پردازد تا در مقابل، بیمه‌گر در صورت وقوع حادثه و ایجاد خسارت زیان وارده را جبران کند و یا مبلغی به بیمه‌گذار و یا ذینفع از قرارداد یا اشخاص ثالث بپردازد حق بیمه را بهای خطر می‌نامند و مبلغ آن بستگی به شدت و ضعف احتمال وقوع دارد.
خسارت یا غرامت:

خسارت عبارتست از زیان وارده به مورد بیمه که در نتیجه وقوع حادثه ایجاد می‌شود و جبران آن در تعهد بیمه‌گر می‌باشد در بعضی موارد تعهد بیمه‌گر ممکن است بدون وقوع حادثه نیز تحقق پیدا کند مانند پرداخت سرمایه بیمه در انتهای مدت در صورت حیات بیمه شده (در بیمه عمر و پس‌انداز) و یا برقراری مستمری بازنشستگی و نظایر آن.

مدت بیمه :

مدت بیمه فاصله زمانی بین ابتدا و انتهای تعهد بیمه‌گر است که در طول این زمان بیمه‌گر متعهد جبران خسارتهای مورد تعهد می‌باشد مدت بیمه در بیمه‌های اموال معمولاً یکسال‌است.
فرانشیز :

(به مبلغی از خسارت گفته می‌شود که به عهده بیمه‌گذار بوده و بیمه‌گر نسبت به آن تعهدی ندارد.)

با اصطلاع فرانشیز همه بیمه گران و حتی بیمه گذاران آشنایی دارند و میدانند منظور از آن قسمتی از خسارت است که بیمه گر پرداخت نمیکند و به عهده بیمه گذار باقی میماند. فرانشیز تلفظ فرانسوی franchise است و به این کلمه در انگلیسی فرانچایز گفته میشود. ریشه این واژه لاتین است و به معنی معافیت و اغماض میباشد. در اصطلاح فنی بخشی از خسارت است که در رابطه بین بیمه گر و بیمه گذار از آن اغماض و صرفنظر میشود. با توجه به اینکه فرانشیز تقریباً در تمام انواع بیمه مطرح است به نظر میرسد بحث نسبتاً جامعی نسبت به آن خالی از فایده نباشد. در این بحث، ابتدا منظور از کلمه فرانشیز و موارد استفاده صحیح آن را بررسی میکنیم و سپس توجیه آن را مورد توجه قرار می دهیم و پس از آن اجرای فرانشیز را در سه دسته بیمه های اموال و اشخاص و مسئولیت توضیح می دهیم
۱- منظور از کلمه فرانشیز:

در عمل منظور از این کلمه در رابطه بین بیمه گر و بیمه گذار میزانی از خسارت است که بهرحال به عهده بیمه گذار میباشد. مثلاً اگر در یک بیمه نامه رقم تعیین شده برای فرانشیز صدهزار ریال باشد این مبلغ از خسارت قابل پرداخت کسر خواهد شد. اگر خسارت سیصد هزار ریال باشد بیمه گر دویست هزار پرداخت خواهد کرد و اگر خسارت صدهزار ریال و یا کمتر باشد پرداختی صورت نخواهد گرفت. اما این ترتیب با معنای لغوی فرانشیز مطابقت ندارد. زیرا اگر معنای فرانشیز اغماض و یا صرف نظر کردن است بایستی از خسارت تا صدهزار ریال صرفنظر شود ولی اگر خسارت بیش از این مقدار بود تماما پرداخت گردد. در مثال بالا خسارت سیصد هزار ریالی بایستی به طور کامل جبران شود. در کشور ما از ابتدا در مورد اجراء فرانشیز چنین اشتباهی صورت گرفته و در حال حاضر به صورت یک عرف مسلم درآمده است. اما اگر بخواهیم اصطلاحات را به جای خود به کار بریم روشی که ما عمل میکنیم در زبانهای انگلیسی و فرانسه معروف به deductible است که به انگلیسی دیداکتیبل و به فرانسه دودوکتیبل تلفظ میشود.

۲- انواع فرانشیز:

در ادامه بحث با پیروی از عرف و با مسامحه فرانشیز را برای تمام مواردی که مبلغی از خسارت کسر میشود به کار خواهیم برد. اما انواع فرانشیز به شرح زیر است:

الف) در بسیاری موارد فرانشیز رقمی معین و ثابتی است که از خسارت کسر میشود.
ب) در بعضی موارد فرانشیز درصدی از مبلغ بیمه است و هر قدر مبلغ بیمه بیشتر باشد فرانشیز به همان نسبت بالاتر خواهد بود.

ج) در مواردی دیگر خسارت درصدی ثابت از خسارت است. به عبارت دیگر بیمه گذار براساس درصدی معین که معمولاً کوچک است با بیمه گر در تحم خسارت سهیم میشود.

۳- توجیه فرانشیز:

فرانشیز یکی از مباحث مهم در مدیریت خطر است. اصولاً نیاز به پوشش ببیمه ای توجیه کننده رجوع بیمه گذار به بیمه گر است. یعنی بیمه گذار نگران ایجاد خسارتهایی است که تحمل آن از عهده او خارج باشد. بیمه گذار از خسارتهای کوچک واهمه ندارد. مثلاًاگر تصادف اتومبیل منجر به سائیدگی مختصر گلگیر و یا شکستن یک چراغ کوچک شود موجب نگرانی مالک آن نیست. او نگران حوادثی است که سبب وارد شدن خسارت چند میلیون ریالی برای خودش و همچنین طرف تصادف او شود و یا سبب بروز خسارت جانی گردد که بایستی هزینه معالجه و دیه آن را بپردازد. گاهی برای یک شخص مثلاًراننده یا پزشک یا داروساز یا صاحب رستوران وضعیتی پیش میآید که زیان دیده با مراجعه به مراجع قضایی خسارتی از او مطالبه میکند که چند برابر همه داراییهای او است. جبران اینگونه خسارتها جز از طریق بیمه و به کمک بیمه گران امکانپذیر نیست ولی اگر خسارت در حد فرانشیز باشد همه قادر به تحمل آن هستند. صرفنظر از استدلال فوق توجیهات دیگری هم برای اعمال فرانشیز وجود دارد از این قرار:
الف) بهرحال وجود فرانشیز در همه بیمه نامه ها مقدار قابل ملاحظه ای از تعهد بیمه گر می کاهد و همین میتواند موجب تخفیف و ارزانتر شدن حق بیمه شود.

ب) وجود فرانشیز، اگر نه همیشه، بلکه در بسیاری موارد موجب توجه بیشتر بیمه گذار به رعایت تدابیر احتیاطی و از جمله مقررات رانندگی و ضوابط حرفهای میشود و این به سود جامعه است.

ج) در بعضی موارد وجود فرانشیز موجب کاهش استفاده بیمه گذار از پوشش ببیمه ای میشود مثلاًدر بیمه درمان وجود فرانشیز مانع از مراجعات مکرر و صرفاً احتیاطی و ناشی از وسواس بیمه شده به مراکز درمانی و پزشک میشود.

د) وجود فرانشیز مراجعات بیمه گذاران را برای دریافت خسارتهایی جزیی منتفی میکند و این خود در هزینه های اداری بیمه گر اثر قابل ملاحظهای دارد. کاهش هزینه های اداری نیز میتواند موجی برای ارزانتر شدن حق بیمه ها باشد.

۴- فرانشیز در بیمه های اموال:

صرفنظر از روشهایی که در کشور ما و یا در سایر نقاط متداول است اصولاً وجود فرانشیز در همه انواع بیمه توجیه منطقی دارد. برای اجتناب از طولانی شدن بحث طرز عمل شرکتهای بمیه را در بعضی از انواع رایج بیمه های اموال مورد توجه قرار دهیم.

الف) در بیمه های آتش سوزی غالباً از اعمال فرانشیز خودداری میشود زیرا معمولاً خسارتهای آتش سوزی ارقام بزرگی را تشکیل میدهد و کسر مبالغ جزیی فرانشیز اثر قابل توجهی در روابط بیمه گر و بیمه گذار ندارد. فقط در پوششهایی که به عنوان خطرات اضافی در بیمه نامه های آتش سوزی ارایه میشود اعمال فرانشیز متداول است. مثلاً در بیمه زلزله فرانشیز ۱۵ درصد خسارت است. همچنین در بیمه سیل و طوفان اعمال خسارت جزیی در مواردی دیده میشود.
ب) در بیمه های باربری بیمهنامهای صادر میشود به نام بیمه با شرط که سابقاً به آن ALL RISK میگفتند در این نوع بیمه هیچگونه فرانشیزی اعمال نمیشود. در بیمه با شرط B برای خسارات خصوصی فرانشیزی به صورت درصد وجود دارد که بر مبنای مبلغ بیمه اعمال میشود (مبلغ هر بسته) ولی در این نوع بیمه برای خسارات مشترک یا جنرال فرانشیز اعمال نمیشود.

ج) معمولاً در بیمه های مهندسی فرانشیز قابل توجهی اعمال میشود.

د) در بیمه بدنه اتومبیل فرانشیز به طور معمول وجود دارد و میزان آن بسته به نوع خسارت متغیر است. مثلاً برای خسارت کلی و یا جزیی رقم فرانشیز ممکن است ثابت یا درصد معینی از خسارت باشد. حتی برای بعضی اجزاء اتومبیل فرانشیز خاص معین میشود.

۵- فرانشیز در بیمه اشخاص:

بیمه های اشخاص عمدتاً سه نوع هستند که عبارتند از بیمه های عمر، حادثه، درمان

الف) در بیمه های عمر فرانشیز نه متداول است و نه توجیه دارد. بیمه گذار علاقه مند است سرمایه بیمه عمر با مبلغ معین داشته باشد و لذا کسر مبلغی از آن بابت فرانشیز موردی ندارد. توجه داشته باشیم که اصولاً در بیمه عمر اطلاق خسارت به مبلغ بیمه نادرست است. به عبارت دیگر در بیمه عمر خسارتی وجود ندارد که ما سهمی از آن را بر عهده بیمه گذار بگذاریم. بیمه عمر نوعی رابطه مالی و به منظور ایجاد پسانداز برای دوران کهولت و یا برای بازماندگان است.
ب) در بیمه های حادثه که خسارت نقص عضو و یا از کارافتادگی پرداخت میشود، قرار دادن مبلغی به عنوان فرانشیز از نظر فن و منطق ببیمه ای مانعی ندارد ولی معمول نیست و به ندرت در قراردادهای بیمه دیده میشود. حتی برای هزینه معالجات که بعنوان تعهدی اضافی در بیمه حوادث متداول است، فرانشیز مطرح نیست.
ج) در بیمه های درمان وجود فرانشیز به صورت یک قاعده و عرف مسلم درآمده است. در کلیه سیستمهای بیمه درمان فرانشیز به خصوص برای هزینه های دارو و حقالزحمه پزشک وجود دارد. در این جا اشاره به یک نکته جالب در بیمه درمان ضروری است و آن اینکه در بیمه درمان شخص بیمه گذار است که در مورد لزوم مراجعه به پزشک و ایجاد هزینه تصمیم میگیرد و بدیهی است که افراد از لحاظ وضعیت روحی متفاوت هستند. بعضی به محض احساس ناراحتی با فرض وجود یک بیماری خطرناک بیدرنگ به یک یا چند پزشک و انجام دادن آزمایشات پزشکی اقدام میکنند. بعضی دیگر در مراجعه به پزشک اصولاً بیمیل هستند. لذا وجود فرانشیز تا حدودی از مراجعات غیرضروری جلوگیری میکند.

ناگفته نماند که در اغلب کشورها بیمه گرانی هستند، به خصوص بیمه گران تعاونی، که با دریافت حق بیمه دیگری فرانشیز را هم تحت پوشش قرار میدهند و این رویه گرچه نوعی حمایت بیشتر از بیمه شدگان است ولی فرانشیز را منتفی میسازد.

۶- فرانشیز در بیمه های مسئولیت:

بیمه های مسئولیت هم در حقیقت نوعی از بیمه های اموال است. در همه بیمه های مسئولیت میتوان شرط فرانشیز را پیشبینی کورد. لذا بهتر است بین بیمه های مسئولیت اختیاری و بیمه های مسئولیت اجباری تفکیک قایل شویم.

الف) در بیمه های مسئولیت اختیاری از هر نوع که باشد بیمه گذار خود میتواند تا حد معینی که متناسب با وضعیت مالی و گستره فعالیت او است رقمی را به عنوان فرانشیز قبول کند به این ترتیب حق بیمه کمتری پرداخت نماید. بدیهی است خسارات کوچک که در حد فرانشیز باشد را بیمه گذار مستقیماً جبران میکند و بیمه گر تعهدی نخواهد داشت.

ب) در بیمه های مسئولیت اجباری که بنا به مصالح اجتماعی و به حکم قانون برقرار میشود، وجود شرط فرانشیز قابل توجیه نیست. زیرا اولاً برای زیانده مشکل است که بخشی از خسارت را از بیمه گذار مسئول مطالبه کند و برای بقیه به بیمه گر او مراجعه نماید. به خصوص اینکه معمولاً در قوانین بیمه مسئولیت اجباری، برای زیاندیده حق مراجعه مستقیم به بیمه گر پیشبینی میشود و زیاندیده میتواند حتی بدون مراجعه به مسئول حادثه، خسارت خود را مطالبه کند. از جمله فواید عملی این قاعده مراجعه مستقیم زیاندیدگان به صندوق تأمین خسارت بدنی (در بیمه مرکزی) برای مواردی است که مسئول حادثه شناخته نشود.
خطر یا موضوع بیمه شده :

خطر به امری گفته می‌شود که در صورت وقوع آن بیمه‌گر موظف به انجام تعهد خود می‌گردد مثل آتش‌سوزی، سیل، سرقت، سقوط هواپیما، تصادف اتومبیل، فوت انسان و نظایر آن.

مشخصات خطری که قابل بیمه شدن می‌باشد به شرح زیر است:

الف) محتمل‌الوقوع باشد (حتی‌الوقوع نبوده و وقوع آن غیرممکن نباشد)

ب) خارج از اراده بیمه‌گذار اتفاق افتد (عمدی نباشد)

ج) از نظر حرفه بیمه‌گری خطرات باید پراکندگی داشته و متجانس باشند در ضمن بیمه آنها به قدر کافی عرضه شود.
بیمه‌نامه:

بیمه‌نامه سندی است که با توجه به قانون و مقررات بیمه و با توجه به پیشنهاد بیمه‌گذار و موافقت بیمه‌گر تنظیم شده و از طرف بیمه‌گر در اختیار بیمه‌گذار قرار می‌گیرد در بیمه‌نامه حدود وظایف و تکالیف و تعهدات طرفین تحت عناوین شرایط عمومی شرایط پیوست و شرایط خصوصی تعیین می‌گردد.
ماده سه قانون بیمه در ایران مقرر می‌دارد امور ذیل باید به طور صریح در بیمه‌نامه قید شود. تاریخ انقضای قرارداد، اسم بیمه‌گر و بیمه‌گذار، موضوع بیمه، ابتدا و انتهای بیمه، حادثه و یا عملی که عقد بیمه به مناسبت آن به عمل آمده است حق بیمه، میزان تعهد بیمه‌گر در صورت وقوع حادثه.
الحاقی:

الحاقی ورقه‌ای است که بعد از صدور بیمه نامه ممکن است توسط بیمه‌گر صادر گردد چنانچه بعد از صدور بیمه‌نامه بیمه‌گذار درخواست تغییراتی در بیمه‌نامه بنماید این تغییرات توسط اوراق الحاقی انجام می‌گیرد صدور الحاقی بجز مواردی که طبق شرایط بیمه‌نامه برای بیمه‌گر پیش‌بینی شده بدون موافقت کتبی بیمه‌گذار انجام نمی‌شود مگر در درجات بیمه‌نامه اشتباهی رخ داده باشد که بیمه‌گر شخصاً نسبت به تصحیح آن با صدور الحاقی اقدام خواهد نمود.
شرایط بیمه‌نامه :

مجموعه شرایط بیمه‌نامه که درباره اساس قرارداد، وظایف و تعهدات طرفین قرارداد استثنائات و سایر شرایط حاصل بین بیمه‌گر و بیمه‌گذار به موجب قانون و مقررات بیمه‌ای تنظیم می‌گردد، شرایط بیمه‌نامه نامیده می‌شود که دارای دو قسمت به شرح زیر است.
الف) شرایط عمومی بیمه‌نامه:

شرایط عمومی بیمه‌نامه به شرایطی گفته می‌شود که کاربردی عام دارد و غالباً در متن بیمه‌نامه درج می گردد و ناظر به مقررات آمره قانون بیمه بوده و طرفین قرارداد ملزم به رعایت مفاد آن می‌باشند.

ب)‌ شرایط خصوصی بیمه‌نامه:

شرایط خصوصی بیمه‌نامه توافق‌های خاصی است که بین بیمه‌گر و بیمه‌گذار مورد موافقت قرار می‌گیرد و در صورت مغایرت با شرایط عمومی بیمه‌نامه شرایط خصوصی ارجحیت دارد.
شرایط اساسی صحت عقد:

طبق قانون مدنی ایران برای صحت هر معامله شرایط زیر اساسی است:

  1. قصد طرفین و رضای آنها
  2. اهلیت طرفین
  3. موضوع معینی که مورد معامله باشد
  4. مشروعیت جهت معامله

این شرایط اساسی است و نبودن هر کدام موجب بطلان قرارداد می‌شود و درست مثل این است که عقدی واقع نشده باشد .

 

فرم‌های پیشنهادی بیمه‌نامه:

در اغلب رشته‌های بیمه، بیمه‌گر ورقه مخصوص چاپی را که پیشنهاد بیمه نامیده می‌شود در اختیار بیمه‌گذار قرار می‌دهد که او با تکیل برگ پیشنهاد شرایط و خصوصیات آنچه را که می‌خواهد بیمه نماید در اختیار بیمه‌گر می‌گذارد لازم به ذکر است که بیمه‌گر نیز حق دارد اطلاعاتی را که برای ارزیابی خطر بیمه شدنی ضروری تشخیص می‌دهد به دست آورد هر چند درخصوص بیمه‌نامه‌های با مبلغ بیمه پایین غالباً بیمه‌گر به اطلاعات داده شده در برگ پیشنهاد بیمه‌گذار اکتفا می‌نماید در ضمن بعضی از اطلاعات مندرج در برگ پیشنهاد را منحصراً بیمه‌گذار دارد و بیمه‌گر به راحتی نمی‌تواند به آنها دست یابد مانند اطلاع از بیماریهای موروثی جهت بیمه عمر، لذا اهمیت دقت و صحت در پاسخگویی به سؤالات برگ پیشنهاد مذکور در واقع اساس شرایط قرارداد بیمه‌ای است که بعداً صادر می‌گردد.
تسلیم پیشنهاد بیمه به تنهایی برای هیچ یک از طرفین تعهدی ایجاد نمی‌نماید و همانگونه که بیمه‌گر حق دارد درخواست پیشنهاد دهنده را غیرقابل قبول اعلام کند بیمه‌گذار نیز می‌تواند از پیشنهاد خود منصرف شود لکن در صورت صدور بیمه‌نامه مطالب مندرج در برگ پیشنهاد برای بیمه‌گذار الزامی آورده بود و پیشنهاد مذکور جزء لاینفک قرارداد محسوب می‌شود و در صورتی که با دقت و صحت و از روی حسن نیت کامل به مطالب آن پاسخ داده نشود، ضمانت اجراهای مختلفی را برای بیمه‌گذار در پی خواهد داشت.
تلف کلی واقعی:

تلف کلی واقعی به حالتی اطلاق میشود که شئ بیمه شده، به علت وقوع حادثه کاملاً منهدم شده و یا آسیب وارد به آن به نحوی باشد که آن شئ خاصیت خود را از دست بدهد و یا به طور کامل و قطعی از تصرف بیمه گذار خارج گردد. مثال انهدام کامل این است که موضوع بیمه در اثر آتشسوزی کاملاً سوخته و آنچه باقی میماند قابل استفاده نباشد. در حالت دوم میتوان از کالایی مانند سیمان نام برد که در نتیجه رطوبت سفت شده و خاصیت خود را از دست بدهد و بیمه گر متعهد است چنانچه خطری که موجب خسارت شده تحت پوشش بیمه باشد، زیان وارده را بر مبنای تلف کلی واقعی پرداخت نماید. اگرچه در حالت سوم موضوع بیمه در واقع وجود دارد ولی بیمه گذار به آن دسترسی ندارد. در رابطه با تلف کلی واقعی، که کاربرد آن بیشتر در بیمه باربری و به خصوص بیمه کشتی و کالاست، اختلافات زیادی بین بیمه گر و بیمه گذار در کشورهای اروپا پدید آمده و دعاوی مطروحه به دادگاه ارجاع گردیده است که در هر مورد با توجه به موضوع اختلاف رأی صادر شده است. در صورتی که کشتی به شدت به صخره برخورد کند و کاملاًدر هم شکسته شود چنانچه اجزایی از آن مثلاً قایق های نجات، طناب ها و بعضی از قطعات لوازم دیگر کشتی قابل استفاده باشد، بازیافت آنها تغییر در موضوع تلف کلی واقعی کشتی ایجاد نخواهد کرد. بیمه گر موظف است خسارت را بر مبنای تلف کلی واقعی پرداخت کند منتهی ارزش اجزاء بازیافتی از خسارت کسر خواهد شد. یک کشتی ممکن است در حالی که به شدت آسیب دیده به بندر وارد شود لکن ادامه سفر آن مستلزم صرف هزینه زیادی باشد، حال چنانچه تعمیر این کشتی در بندری که به آن وارد شده و یا انتقال آن به بندر دیگر جهت تعمیر امکانپذیر نباشد، این کشتی تلف شده کلی واقعی تلقی میگردد. چنین کشتی ای قابلیت دریانوردی را از دست داده است بنابراین بیمه گر موظف به جبران خسارت آن بر مبنای تلف کلی واقعی خواهد بود.

در رابطه با کالای فاسدشدنی این سؤال همواره مطرح است که چنانچه این کالا پس از رسیدن به مقصد ظاهر سالم داشته ولی به سبب حادثه ای که به وقع پیوسته به رغم ظاهر سالم آن، کالا فاسد بوده و قابل استفاده نباشد آیا در مورد این کالا تلف کلی واقعی صدق میکند؟ یا این که چون کالا ظاهر سالم دارد خسارت بر مبنای تلف کلی واقعی قابل پرداخت نمیباشد. البته در اینجا دو حالت متصور است. یکی این که فساد کالا طوری است که این کالا به هیچوجه قابل استفاده نبوده و باید معدوم شود مانند میوه انار که صادرات آن امروزه رایج است و چنانچه این کالا به کشورهای دور دست حمل شود در سردخانه کشتی نگهداری میشود. مواردی بوده که پس از رسیدن چنین محموله ای به کشور مقصد مشاهده شده که کل محموله به علت تغییر درجه حرارت سردخانه کشتی اعم از مثبت و یا منفی فاسد شده و قابل مصرف نبوده و آن را معدوم کردهاند. بدیهی است در چنین حالتی تلفن کلی واقعی محرز است.

حالت دوم زمانی است که کالای فاسد شدنی یا آسیب پذیر پس از رسیدن به مقصد کلاً خسارت دیده و برای واردکننده آن کالا قابل استفاده نیست لکن از آن کالا میتوان در جهتی دیگر استفاده کرد. در این صورت کالا تلف شده کلی واقعی تلقی نمیشود زیرا بازیافتی آن قابل استفاده است، گرچه برای بیمه گذار قابل استفاده نباشد. مثلاً چنانچه موضوع بیمه ورقه های فلزی باشد که جهت تهیه قوطی کنسرو مواد غذایی خریداری شده است. حال چنانچه این ورقه ها به علت آبدیدگی اکسیده شده و بیمه گذار نتواند از آنها برای تهیه قوطی مواد غذایی استفاده کند نمیتوان چنین کالایی را تلف شده کلی واقعی تلقی کرد، زیرا از این ورقه های فلزی میتوان برای تهیه قوطی واکس کفش یا مواد دیگری از این قبیل استفاده کرد.

همچنین اگر محموله ای شامل چند قسمت باشد و برای هر قسمت مبلغ معینی در بیمه نامه قید شده باشد، چنانچه یک یا چند قسمت از این محموله دچار خسارت شدید شده باشد، تلف کلی نسبت به آن قسمت یا قسمت های آسیب دیده صدق میکند؛ هر چند به بقیه کالا خسارت وارد نشده باشد.

تلف کلی واقعی در مورد کرایه کشتی یا کالا با توجه به اشکال مختلف قرارداد حمل به صورت موردی مطرح میگردد. جز در حالتی که به علت غرق شدن کشتی و کالا، کرایهای (کرایه کشتی یا کالا) که ریسک آن متوجه مالک کشتی باشد نیز از بین میرود و اطلاق تلف کلی واقعی کرایه مصداق پیدا میکند؛ در موارد دیگر چنین نیست. مثلاً چنانچه کشتی به تنهایی غرق شود، کرایه حمل کالا از بین رفته کلی واقعی تلفن نمیشود زیرا مالک کشتی میتواند محموله را با کشتی دیگری به مقصد حمل کند. همچنین در صورت تلفن شدن کالا، نمیتوان کرایه آن را تلف شده واقعی به شمار آورد، زیرا مالک کالا ممکن است حق داشته باشد کالای دیگری را جایگزین آن کند و یا مالک کشتی ممکن است کالای دیگری را برای حمل به همان مقصد در کشتی بارگیری کند.
تلف کلی فرضی:

تلف کلی فرضی به حالتی اطلاق میشود که شیء بیمه شده به طور کامل از بین نمیرود و یا به طور قطع از دسترس بیمه گذار خارج نمیشود، لکن در حالت اول هزینه نجات و تعمیر آن از ارزش آن شیء تجاوز میکند و در حالت دوم نیز بازیابی آن قطعی نیست. در چنین حالتهایی اصطلاح تلف کلی فرضی به کار میرود که این اصطلاح مختص حمل و نقلهای دریایی است.

هرگاه کشتی به شدت به صخره برخورد کند و نشانه هایی از اینکه صدمات وارد به آن زیاد است وجود داشته باشد و یا کشتی در محلی غرق شود که امکان نجات آن با توجه به وسایل مدرن امروزی وجود داشته باشد ولی در مورد اقدام به نجات و هزینه نجات و این که آیا پس از نجات کشتی قبالیت دریانوردی خواهد داشت یا نه و اصولاً اینکه موفقیت در این زمینه چه میزان است و مسائلی از این قبیل تردیدهایی وجود داشته باشد، مورد از مصادیق تلف کلی فرضی است. در چنین مواردی است که مالک کشتی باید کلیه جنبه های مثبت و منفی قضیه را بررسی کرده و نهایتاً تصمیم بگیرد که آیا صلاح و صرفه در این است که از کشتی ترک مالکیت کرده و آن را به بیمه گر تحویل دهد و خسارت خود را به مبنای مبلغ بیمه شده دریافت نماید و یا این که اقدام به نجات کشتی کرده و هزینه های نجات و تعمیر را مطالبه نماید. بدیهی است در صورت تصمیم به نجات کشتی هزینه هایی که تحت عنوان sue and labour (هزینههای تعقیب و اقدام) در تعهد بیمه گر میباشد قابل پرداخت خواهد بود.

در صورتی که کشتی در زمان جنگ به تصرف نیروی دشمن درآید، از مصادیق تلف کلی فرضی میباشد، مشروط بر این که در زمان ترک مالکیت کشتی همنان در تصرف دشمن باشد.

در صورتی که خسارت کشتی بر مبنای تلف کلی فرضی پرداخت شود مالکیت کشتی موضوع بیمه به بیمه گر منتقل میشود. در این حالت بیمه گرد حق دارد هر نوع کرایه ای را هم که ارتباط به امر دیانوردی کشتی داشته وصول نماید. چنین کرایهای از نظر مالک کشتی تلف شده کلی تلقی میگردد. البته در چنین حالتی ممکن است مالک کشتی نتواند کرایه تلف شده را از بیمه گر مربوط مطالبه نماید به این علت که کرایه در اثر حادثه تحت پوشش بیمه تلف نشده بلکه به علت ترک مالکیت تلف شده است.

در رابطه با کالا معمولاً تلف کلی واقعی زمانی تحقق پیدا میکند که خسارت وارد شده به کالا در اثر حادثه تحت پوشش بیمه بیش از ۵۰ درصد ارزش کالا باشد، مشروط بر این که کالا به مقصد نرسیده باشد. در صورت رسیبدن کالا به مقصد ولو این که دچار خسارت شدید شده باشد تلف کلی فرضی به آن اطلاق نمیشود. ضمناً قاعده ۵۰ درصد مربوط به حالتی نیست که کالا به صورت total loss بیمه شده باشد. زیرا total loss اعم است از تلف کلی واقعی و تلف کلی فرضی. همچنین اگر بیمه نامه بدون پوشش خسارت جزء، به استثناء خسارت جزء ناشی از به گل نشستن، غرق شدن و آتش سوزی کشتی صادر شده باشد و این خطرات واقع نشده باشد، قاعده ۵۰ درصد اعمال نخواهد شد.

در صورتی که کالا به خاطر منافع مشترک مالک کشتی (صاحبان کالا و کرایه) به دریا ریخته شود (jettison) و یا به نحو دیگری به خاطر منافع مشترک مذکور فدا (Sacrifice) شود در صورتی که میزان آنچه مورد تغذیه قرار میگیرد بیش از ۵۰ درصد باشد تلف کلی فرضی تحقق پیدا میکند و صاحب کالا میتواند از طریق ترک مالکیت مطالبه خسارت کند. همچنین مجموع آنچه مورد تفدیه قرار میگیرد و خسارتی که به خود کالا وارد میشود اگر از ۵۰ درصد ارزش کالا بیشتر باشد تلف کلی فرضی تحقق پیدا میکند. در این حالت نیز بیمه گذار حق دارد خسارت خود را از طریق ترک مالکیت مطالبه نماید زیرا تلف کلی فرضی تحقق یافته است.

کشتی ممکن است در بین راه دچار حادثه شده و قابل تعمیر نباشد و سفر کشتی خاتمه پذیرد، این حالت موجب تلف کلی فرضی محموله کشتی نخواهد بود زیرا فرمانده کشتی میتواند کالا را به کشتی دیگری منتقل کرده و به مقصد حمل نماید.

ادعای خسارت (Claim)

وقوع خطر یا پیشامدی که موجب انجام تعهد مالی یا تعهد اساسی بیمه‌گر شود.

ارزش باز خریدی (Surrender Value)

در نوع ویژه‌ای از بیمه زندگی، چنانچه قبل از موعد پرداخت مزایا، بیمه‌نامه به عللی تداوم نیابد، کمتر از سرمایه‌ای که در بیمه‌نامه نوشته شده به بیمه‌گذار پرداخت می‌شود، که به آن سرمایه مخفف می‌گویند. سرمایه مخفف شامل همه بیمه‌های زندگی نمی‌شود.

استثنائات (Exclusions)

وقایعی که مشمول بیمه نمی‌شوند یا از تعهد بیمه‌گر خارج‌اند در اصطلاح بیمه، استثنائات بیمه‌ای نامیده می‌شوند.

الحاقیه (Endorsement)

نوشته‌ای است که به بیمه‌نامه ضمیمه می‌شود و جزو جدایی ناپذیر آن به حساب می‌آید. در واقع تغییراتی که بعدا در بیمه‌نامه به وجود می‌آید، معمولا از طریق صدور الحاقیه انجام می‌پذیرد.

بازرس خسارت (Loss Adjuster)

شخص مستقلی است که از شرکت بیمه دستمزد دریافت می‌کند و برای پاسخ به این پرسش‌ها به بررسی می‌پردازد: آیا خسارت ادعا شده تحت پوشش بیمه است و مربوط به بیمه‌گذار شرکت بیمه؟ مقدار خسارت قابل پرداخت چقدر است؟

بیمه (Insurance)

بیمه عملی است که بموجب آن یک طرف (بیمه‌گذار) متعهد پرداخت مبلغی به نام حق بیمه می‌شود و طرف دیگر بیمه‌گر با قبول مجموعه خطرهایی طبق موازین آماری پرداخت خسارت را در صورت تحقق خطر بعهده می‌گیرد.

بیمه آتش‌سوزی (Fire Insurance)

تامین و جبران زیان‌هایی که بر اثر وقوع آتش سوزی به اموال و دارایی مورد بیمه وارد می‌شود.

بیمه اتکایی (Reinsurance)

عبارت است از قرارداد واگذاری که بموجب آن شرکت بیمه درصد یا قسمتی از خطرات مورد تعهد خود را بر اساس یک قرارداد اتکایی نزد یک یا چند شرکت بیمه اتکایی، بیمه کند.

بیمه اجباری (Compulsory Insurance)

هر یک از انواع بیمه که به حکم قانون لازم الاجرا باشد.

بیمه از کار افتادگی دایم (Permanent Health Insurance)

در این بیمه‌نامه، تا زمانیکه بیمه‌گذار بعلت حادثه یا بیماری قادر به کارکردن نباشد، به وی حقوق پرداخت می‌شود. این پرداخت معمولا تا هنگام بازنشستگی ادامه می‌یابد.

بیمه اموال (Property Insurance)

این نوع بیمه‌ها، اموال مشخصی را که ممکن است بر اثر حوادثی همچون آتش‌سوزی، طوفان یا دزدی زیان ببینند یا خراب شوند، تحت پوشش قرار می‌دهد.

بیمه با سرمایه افزایشی (Increasing Term Insurance)

در این نوع بیمه‌نامه زندگی، سرمایه بیمه‌نامه با گذشت هر سال بر اساس درصد معینی از سرمایه اولیه افزایش می‌یابد. این بیمه‌نامه برای افرادی طراحی شده‌است که به دلیل افزایش سالیانه حقوق، توانایی پرداخت حق بیمه بیشتری دارند و ارزش زندگی آنان هم رو به افزایش است.

بیمه باربری دریایی (Marine Insurance)

خسارت وارد شده به محموله وسایل حمل و نقل در هنگام بار گیری و تخلیه، با این بیمه تحت پوشش قرار می‌گیرد.

بیمه بدنه کشتی و هواپیما (Aviation and Marine Transport)

این بیمه خسارت وارد شده به کشتی و هواپیما را تحت پوشش قرار می‌دهد.

بیمه تمام خطر (All Risk Insurance)

در این نوع بیمه، تمامی موارد محتمل در وقوع خسارت تحت پوشش شرکت بیمه قرار می‌گیرد، بغیر از مواردی که در بیمه‌نامه استثنا تلقی شده‌است.

بیمه جامع (Comprehensive Insurance)

بیمه‌نامه‌ای است که مجموعه‌ای از خطرهای مشخص را تحت پوشش می‌گیرد.

بیمه جایگزینی کهنه با نو (New-for-old)

این پوشش برای مواردی است که شی صدمه دیده با شی نو جایگزین شود و بیمه‌گر هزینه استهلاک و استفاده از شی کهنه را از خسارت پرداختی کسر نکند.

بیمه حوادث شخصی (Personal Accident Insurance)

در این بیمه‌نامه چنانچه بیمه شده در حادثه‌ای مجروح شود، بیمه‌گر مبلغ مشخصی را به وی پرداخت می‌کند. همچنین اگر حادثه به معلولیت منجر شود بر اساس نوع آن، پرداخت‌ها بصورت هفتگی، دوره‌ای یا یکجا انجام می‌گیرد.

بیمه درمان خصوصی (Private Medical Insurance)

هزینه‌های معالجات پزشکی با این بیمه نامه قابل پرداخت است.

بیمه درمانی گروهی (Group Permanent Health Insurance)

بیمه‌ای است که کارفرمایان اخذ می‌کنند، تا کارگران یا کارکنان را در قبال هزینه درمان بیماری‌‌ها تحت پوشش قرار دهند.

بیمه زیان پولی (Pecuniary Loss)

این نوع بیمه هر نوع زیان مالی را که ممکن است به علت اختلال در فعالیت اقتصادی و وام‌های رهنی اتفاق افتد تحت پوشش قرار می‌دهد.

بیمه ساختمان (Building Insurance)

بیمه‌نامه‌ای است که بنای خانه یا دیگر ساختمان‌ها را در قبال خطرهای متعدد تحت پوشش قرار می‌دهد.

بیمه شده (Insured)

شخصی است که حیات یا سلامت او موضوع بیمه قرار می‌گیرد.

بیمه شکست ماشین‌آلات (Mechanical Breakdown Insurance)

پوشش هزینه خراب شدن ماشین‌آلات، اتومبیل و لوازم منزل، با این بیمه انجام می‌گیرد.

بیمه عمر زمانی نزولی (Decreasing Term Insurance)

طبق شرطی که در برخی از بیمه‌نامه‌های زندگی قید می‌شود، سرمایه بیمه‌نامه با گذشت هر سال به مقدار مشخصی کم می‌شود، تا در نهایت به صفر برسد. این شرط برای کسانی مفید است که با گذشت زمان نیاز آنان به پوشش بیمه‌ای کم می‌شود.

بیمه عمر گروهی (Group Life Insurance)

بیمه‌نامه‌ای است که همزمان تعدادی از کارکنان یا کارگران یک ساختمان را تحت پوشش قرار می‌دهد. این نوع بیمه معمولا در گروه‌های کارفرمایی و کارگری رایج است و کارفرما، کارگران را به میزان چند برابر حقوق آنان، بیمه عمر به شرط فوت می‌کند.

بیمه مسئولیت (Liability Insurance)

در این نوع بیمه، شخص می‌تواند متناسب با حرفه و شغل خود مسئولیت خود را با خرید بیمه‌نامه مسئولیت تحت پوشش قرار دهد.

بیمه مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری (Motor Insurance)

این بیمه مسئولیت‌های قانونی ناشی از استفاده از اتومبیل را که بر اثر زیان و خسارت به دیگر افراد وارد می‌شود، تحت پوشش قرار می‌دهد.

بیمه مسئولیت مدنی کارفرمایان (Employers Liability Insurance)

پوشش کارفرمایان در مقابل خسارت‌هایی که از طرف کارکنان اداری یا کارگران آنان در حین یا به مناسبت آن به اشخاص ثالث وارد شود.

بیمه مستمری عمر (Annuity)

نوعی بیمه عمر که بموجب آن بیمه‌گر با دریافت حق بیمه (بطور یکجا یا با اسقاط) متعهد پرداخت مستمری تمام عمر یا مستمری تا مدت معین می‌شود.

بیمه مشترک (Co-insurance)

عبارت است از اجتماعی بین بیمه‌گر و بیمه‌گذار که بمنظور پوشش مورد بیمه، هر یک به نسبت معینی پس از احتساب کاستنی‌ها، تقسیم ریسک می‌نمایند.

بیمه وثیقه (رهن) (Mortgage Insurance Policy)

تضمین طلب یا وثیقه طلب یا سپرده برای اطمینان از وصول طلب. بیمه خود نوعی وثیقه است و بدهکار می‌تواند در برخی موارد بجای وثیقه ملکی بیمه‌‌نامه‌ای تهیه کند و به طلبکار خود بدهد.

بیمه‌گذار (Policyholder)

شخصی که قرارداد بیمه را منعقد و پرداخت حق بیمه را تعهد می‌کند. در بیمه‌های اموال و مسئولیت بیمه‌گذار مشخص است، اما در بیمه‌های اشخاص گاهی بیمه‌گذار یک شخص یا یک موسسه است و بیمه شدگان، اشخاص دیگری می‌باشند.

بیمه‌گر (Insurer)

شرکت یا موسسه مجازی است که طبق قانون و مقررات مملکتی و ضوابط فنی به عملیات بیمه‌گری، یعنی قبول ریسک و تعهد جبران خسارت یا پرداخت سرمایه بیمه، اشتغال می‌ورزد.

بیمه‌نامه (Policy)

سندی است که به امضای بیمه‌گر و بیمه‌گذار میرسد و تجلی و تظاهر قرارداد بیمه می‌باشد.

بیمه‌نامه انفرادی زندگی (Individual Policy)

بیمه نامه‌ای که فرد با آن زندگی خود و بستگان را تحت پوشش قرار دهد.

بیمه‌نامه تمام عمر (Whole Life Policy)

بیمه‌نامه‌ای است که در آن حق بیمه در تمام عمر یا تا زمان مشخصی پرداخت می‌شود و مزایای بیمه هر زمان که شخص بیمه شده فوت کند به بازماندگان پرداخت خواهد شد.

بیمه‌نامه جبران خسارت حرفه‌ای (Professional Indemnity Insurance)

این بیمه‌نامه، متخصصان رشته‌های مختلف را در قبال خسارت‌های ناشی از اشتباهات و غفلت‌های هنگام کار تحت پوشش قرار می‌دهد.

بیمه‌نامه مازاد (Loss of Excess Policy)

در این بیمه‌نامه، برای جلوگیری از افزایش هزینه‌های بیمه‌گر حداقلی از خسارت را بیمه‌گذار پرداخت می‌کند برای مثال، خسارت‌های تا ده هزار تومان را بیمه‌گذار پرداخت می‌کند، ولی چنانچه خسارت بیشتر از این مقدار باشد، همه آن را بیمه‌گر پرداخت خواهد کرد.

بیمه‌نامه مانده بدهکار (Mortgage Protection Policy)

بر اساس این نوع بیمه‌نامه عمر در مواردی که وام گیرنده قبل از پرداخت همه اقساط وام فوت کند، شرکت بیمه پرداخت بقیه اقساط را بر عهده می‌گیرد.

بیمه‌نامه مسئولیت عمومی (Public Liability Policy)

مسئولیت‌های قانونی که براثر وارد آمدن صدمه یا زیان غیر عمدی به دیگران ایجاد می‌شود، با این بیمه نامه تحت پوشش قرار می‌گیرد.

بیمه‌های بلند مدت (Long Term Insurances)

بیمه خطرهایی است که دامنه پوشش آنها در یک دوره بیشتر از یکسال است و حق بیمه آنها از ابتدا بر اساس دوره بلند مدت محاسبه می‌شود. این نوع قراردادهای بیمه‌ای همانند بیمه‌های زندگی و پس‌انداز، منبع سرمایه‌گذاری ارائه می‌کنند.

پرداخت مشترک (Co-payment)

پرداخت قسمتی از هزینه‌های پزشکی، خدمات اورژانسی مورد نیاز افرادی که تحت پوشش بیمه درمانی گروهی می‌باشند.

پوشش بیمه‌ای (Cover)

تضمین و تامینی که بیمه‌گران در مقابل دریافت حق بیمه با صدور بیمه‌نامه در اختیار بیمه‌گذاران قرار می‌دهند.

تخفیف عدم خسارت (No Claim Discount)

هنگامی که در یک دوره پوشش (بویژه در بیمه‌های اتومبیل) بیمه‌گذار خسارتی از بیمه‌گر نگرفته باشد، برای تجدید بیمه‌نامه در دوره بعد مقداری از حق بیمه بصورت تخفیف کاسته می‌شود.

تشدید خطر (Hazard)

به چیزی گفته می‌شود که شانس وقوع خسارت ناشی از بروز یک خطر معین را افزایش می‌دهد.

تعهدات (Warranties)

اصول اساسی در قرارداد بیمه که در صورت تخلف یکی از طرفین، به زیان دیده این اجازه را می‌دهد که قرارداد مذکور را فسخ نماید.

تقصیر (Negligence)

تخلف از تعهدات قراردادی یا الزامات قانونی یا انجام ندادن تکلیفی که انسان در مقابل دیگران دارد و باید آن را با مراقبت و درستی انجام دهد.

تواتر خسارت (Frequency)

رابطه یا نسبت تعداد خسارت‌های اعلام شده در یک مدت معین به تعداد خطرهای بیمه شده در همان مدت در یک رشته معین بیمه‌ای.

جانشینی (Subrogation)

در زمان تصفیه خسارت، بیمه‌گران با دریافت رسید خسارت از بیمه‌گذار جانشین او می‌شوند و بیمه‌گذار با امضای رسید خسارت، کلیه حقوق و دعاوی خود را علیه مقصر حادثه یا مسئول خسارت تا میزان خسارت دریافتی به بیمه‌گر واگذار می‌کند.

حادثه (Accident)

عبارت است از پیشامد ناگهانی و به نسبت شدیدی که در اثر عوامل خارجی بدون دخالت اراده بیمه‌گذار یا بیمه‌شده رخ دهد و موجب زیان بدنی یا مالی شود.

حادثه قهری، بلاهای آسمانی (Act of God)

حوادثی که ناشی از بلایای طبیعی بوده و کسی در وقوع آن دخیل نیست (مانند زلزله، سیل و طوفان).

حد (Limit)

حداکثر میزانی که در بیمه‌نامه برای تحت پوشش قرار دادن خطر تعهد شده‌است.

حد اعلای حسن نیت (Utmost Good Faith)

قرارداد بیمه مبتنی بر حسن نیت است بدین معنی که بیمه‌گران صداقت و حسن نیت بیمه‌گذاران را اساس کار خود قرار می‌دهند. به همین جهت شرکت‌های بیمه بر اساس اظهار و اطلاعی که، بیمه‌گذاران در پیشنهادهای بیمه قید می‌کنند، اهمیت خطر و تعهد خود را تخمین می‌زنند.

حق بیمه (Premium)

مبلغی که بیمه‌گذار در مقابل تحصیل تامین بیمه‌ای یا تعهد جبران خسارت توسط بیمه‌گر، به او می‌پردازد.

حق بیمه سالیانه (Yearly Premium)

حق بیمه‌ای است که در پایان هر دوره بر اساس شرایطی که در بیمه‌نامه مشخص می‌شود پرداخت آن تکرار می‌شود.

حق بیمه مازاد (Loading)

بمعنای آن است که از بیمه‌گذار بعلت موقعیت ویژه بیشتر از (میانگین) رشته بیمه مربوط، حق بیمه دریافت شود.

حقایق مهم بازگوکردنی (Material Fact)

هر نوع اظهار و اطلاعی که بتواند در تعیین نرخ حق بیمه و تعهد خسارت توسط بیمه‌گر تاثیر گذار باشد.

خسارت بدنی (Bodily Injury)

زیان‌های وارد به سلامتی یا حیات انسان مانند جرح، نقض عضو و از کارافتادگی دائم یا موقت _ فوت بر اثر حادثه یا بیماری.

خسارت مادی (Physical Damage)

اصطلاحی کلی که به خسارات عینی بر اشیا اطلاق می‌شود.

خسارت کلی (Write-off)

اتومبیل صدمه دیده‌ای که با تعمیر درست نشود یا هزینه تعمیر آن از ارزش قبل از تصادف بیشتر باشد.

خطر (Peril)

عبارت است از واقعه‌ای که در زمان کم و بیش دور و نزدیک احتمال وقوع داشته باشد و بتوان درجه احتمال وقوع آن را پیش‌بینی کرد.

خطر (Risk)

خطر عبارت است از اتفاق یا پیشامد احتمالی که زمان وقوع آن نامعلوم بوده، تحقق آن بستگی به میل و اراده طرف‌های قرارداد بیمه نداشته باشد.

خطرات اخلاقی (Moral Hazards)

شرایط روحی و خصوصیات افراد که احتمال وقوع خطر را بالا می‌برد.

خطرهای بیمه‌ناپذیر (Uninsurable Risks)

وقایعی که از نظر فنی و قانونی نمی‌توان آنها را بیمه کرد و در جاییکه وقوع آنها اجتناب‌ناپذیر است مانند جنایت، خسارت عمدی و جریمه‎ها.

خود بیمه‌گی (Self Insurance)

موسسه‎‌ای که با تجمع و گردآوری سرمایه و منابع مالی خود کار مقابله با عواقب خطرها یا جبران خسارت‌های خود را به دوش می‌گیرد.

درآمد سرمایه‌گذاری (Investment Income)

درآمدی است که بیمه‌گر از محل سرمایه‌گذاری حق بیمه‌هایی بدست می‌آورد که هنوز صرف پرداخت خسارت نشده‌است.

دلال رسمی بیمه (Broker)

شخصی که به حرفه عرضه و فروش بیمه اشتغال دارد و به وکالت از طرف مشتریان خود ریسک‌های قابل بیمه را نزدیک یک یا چند بیمه‌گر بیمه می‌کند.

ذینفع (Beneficiary)

شخص یا اشخاصی که بعنوان ذینفع از سرمایه بیمه یا مستمری یا غرامت بیمه توسط بیمه‌گذار در زمان حیات او تعیین می‌شوند و بیمه‌گر متعهد به اجرای این ترتیب است.

راهن (Mortgagor)

شخص وام گیرنده که بیمه‌نامه‌ای بعنوان وثیقه نزد مرتهن می‌گذارد.

ریسک‌های خاص (Particular Risks)

متضمن خسارت‌هایی است که از وقایع انفرادی بوجود می‌آیند و بیشتر، افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

ریسک‌های خالص (Pure Risk)

ریسکهایی هستند که احتمال خسارت یا عدم خسارت دارند، بنابراین خطرات طبیعی یا پیامدهای ناشی از اشتباهات انسانی معمولا فقط ریسک‌های خالص هستند.

ریسک‌های سوداگرانه (Speculative Risks)

وضعیتی را که در آن احتمال سود، زیان و عدم زیان باشد را توصیف می‌کنند، بنابراین جزو ریسک‌های قابل بیمه نمی‌باشند.

ریسک‌های عام (Fundamental Risks)

ریسک‌های عام از پدیده‌های اقتصادی، اجتماعی، طبیعی، بهداشتی و یا سیاسی ایجاد می‌شوند. جنگ، زمین لرزه، بیماریهای گوناگون و رکود اقتصادی که به بیماری منجر می‌شود، نمونه‌هایی از ریسک‌های عام هستند.

سرمایه بیمه زندگی (Benefit)

پولی است که شرکت بیمه بعد از ادعای خسارت یا موقع تعیین شده به ذینفع بیمه‌نامه می‌پردازد.

سرمایه تحت پوشش (Sum Insured)

ارزشی است که هر دارایی به آن مقدار بیمه شده و حداکثر مبلغی است که شرکت بیمه برای هر خسارت خواهد پرداخت. در بیمه زندگی مبلغی است که بیمه‌گر پرداخت آن را تضمین کرده و ممکن است سرمایه افزوده هم به آن اضافه شود.

سهم بیمه‌ای (Contribution)

بهای بیمه یا سهم بیمه‌گذار در بیمه شدن که بر خلاف حق بیمه حالت متغیر دارد. سهم بیمه بیشتر در شرکت‌های بیمه تعاونی یا شرکت‌های متقابل بیمه متداول است و هر عضو شرکت آن را می‌پذیرد.

شخص ثالث (Third Party)

شخصی غیر از بیمه‌گذار و بیمه‌گر است که در یک حادثه تحت پوشش بیمه خسارت می‌بیند.

شدت خسارت (Severity)

میزان خسارت نهایی وارده که یکی از معیارهای برآورد حق بیمه می‌باشد.

شرایط بیمه‌نامه (Conditions)

قسمتی از بیمه‌نامه است که در آن قواعدی مطرح می‌شود و بیمه‌گر و بیمه‌گذار باید آنها را رعایت کنند. برای نمونه بیمه‌گذار موظف است که از اموال تحت پوشش بیمه به خوبی مراقبت کند و وقوع حادثه را در اولین فرصت به اطلاع بیمه‌گذار برساند.

شرایط قابل تبدیل (Convertible Terms)

اگر این شرط در بیمه‌نامه زندگی گنجانده شود، بیمه‌گذار می‌تواند بیمه‌نامه زمانی خود را بدون نیاز به معاینات پزشکی مجدد، به یکی از بیمه‌نامه‌های تمام عمر یا عمر و پس‌انداز تبدیل کند.

شرط تمدید (Renewable Term)

این شرط به بیمه‌گذار اختیار می‌دهد که بعد از دوره زمانی مشخصی، بدون نیاز به ارائه مدارک پزشکی بیشتر، بتواند دوره پوشش بیمه‌نامه خود را افزایش دهد، مشروط بر اینکه سن بیمه‌شده به بالاتر از ۶۵ سال نرسد.

شرکت‌های بیمه اختصاصی (Captive Insurance)

شرکت‌هایی هستند که معمولا موسسات بزرگ تاسیس می‌کنند و تامین مالی ریسک‌های مربوط به آن موسسه را بر عهده دارند.

علت بلافصل (Proximate Cause)

موثرترین علت در بین زنجیره‌ای از علت‌ها که بصورت مستقل و بدون دخالت نیرویی دیگر موجب ایجاد خسارت می‌شود.

غرامت (Indemnity)

شامل مبلغی است که بیمه‌گر متعاقب یک خسارت به شخص ثالث زیان دیده می‌پردازد و هم شامل زیان و خسارتی است که به خود بیمه‌گذار به علت وقوع خطر وارد می‌شود و بیمه‌گر با دریافت حق بیمه متعهد پرداخت آن گردیده‌است.

فرم تقاضای بیمه یا فرم پیشنهاد بیمه  (Application Form)

نوعی پرسشنامه است که در آن سوالاتی به منظور شناسایی بیمه‌گذار و شناخت مشخصات و موقعیت خطر مطرح شده‌است و بیمه‌گذار با پاسخ دادن به آنها بیمه‌گر را در ارزیابی خطر و تعیین نرخ حق بیمه و قبول بیمه یاری می‌کند.

 

مدیریت ریسک (Risk Management)

مدیریت ریسک شامل فرایندی است که طی آن با انتخاب تکنیک‌های مناسب برای برخورد با ریسک‌های خالص که شامل بیمه نیز می‌شود درگیر است و شامل ارزیابی ریسک، کنترل ریسک، تامین مالی ریسک، اجرا و مراقبت از آن می‌باشد.

مرتهن، وام دهنده (Mortgagee)

شخص وام‌دهنده است که می‌تواند از شخص بدهکار خود بیمه‌نامه‌ای به عنوان وثیقه دریافت کند و معادل وجهی باشد که او وام داده‌است.

مستمری (Pension)

حقوقی است که بعد از بازنشستگی به افراد پرداخت می‌شود.

معافیت از پرداخت حق بیمه (Waiver of Premium)

یکی از مزایای اختیاری بیمه زندگی است و بمعنای آن است که چنانچه بیمه‌گذار بر اثر بیماری یا آسیب دیدگی جسمانی نتواند حق بیمه را پرداخت کند، شرکت بیمه حق بیمه‌ها را خواهد پرداخت.

مقدار حق بیمه (Premium Level)

حق بیمه‌ای است که طبق شرایط بیمه‌نامه به بیمه‌گر پرداخت می‌شود.

موضوع بیمه‌ای (Subject Matter of Insurance)

آنچه موضوع بیمه یا موضوع قرارداد بیمه قرار می‌گیرد قبول خطر (تعهد جبران خسارت یا پرداخت سرمایه) است. بنابراین خطر را موضوع بیمه، و آنچه را که در مقابل خطر بیمه می‌شود را مورد بیمه می‌نامیم.

موعد پرداخت (Maturity)

تاریخی است که برای زمان پرداخت سرمایه بیمه‌های عمر و پس‌انداز توافق و تعیین شده و در آن هنگام سرمایه بیمه‌نامه و دیگر مزایای آن قابل پرداخت است.

نرخ (Rate)

قیمت بیمه‌نامه است که معمولا بصورت هزینه یک واحد پوشش بیان می‌شود برای مثال: ۱۰۰۰ ریال برای هر یک میلیون ریال سرمایه تحت پوشش.

نرخ تداوم (Persistency)

نرخی است که بر اساس آن بیمه‌گذاران بیمه‌نامه خود را نزد بیمه‌گر ادامه می‌دهند.

نرخ ترکیبی (Combined Ratio)

مجموع میزان نرخ زیان و نرخ هزینه و نرخ عدم ادعای خسارت بیمه‌گذار.

نرخ خسارت (Loss Ratio)

درصد خسارت نسبت به حق بیمه‌های مربوط به عملکرد سالی که این خسارت‌ها در جریان آن اتفاق افتاده‌اند.

نفع قابل بیمه (Insurable Interest)

نوعی از نفع مالی بوده که فرد باید داشته باشد تا قانونا پوشش بیمه قابل اجرا داشته باشد.

نماینده بیمه (Agent)

شخصی است که برای یک شرکت بیمه، به فروش بیمه‌نامه اقدام می‌کند.

هزینه استهلاک (Betterment)

چنانچه بعد از حادثه و تعویض یا تغییر اموال آسیب دیده، بیمه‌گذار در وضعی بهتر از قبل از حادثه قرار گیرد، مبلغی از خسارت‌ها بصورت هزینه استهلاک کسر می‌شود. این کار باعث جلوگیری از سوء استفاده از بیمه و ایجاد حوادث عمدی می‌شود.

کارمزد (Commission)

درصد یا قسمتی از حق بیمه که بابت فروش بیمه یا تصدی امور بیمه‌ای از طرف شرکت بیمه به واسطه‌های بیمه پرداخت می‌شود. درصد کارمزد بیمه بر حسب رشته‌های مختلف بیمه متفاوت است.

کاستنی (Deductible)

درصد یا قسمتی از خسارت که طبق شرایط بیمه‌نامه بعهده بیمه‌گذار است و بیمه‌گر نسبت به آن تعهدی ندارد مگر آنکه در مورد نوع و نحوه محاسبه آن توافق شده باشد.

کاهش ارزش (Value of Diminution)

نظریه‌ای که بر مبنای آن وسایط نقلیه پس از تصادف و تعمیر مقداری از ارزش خود را از دست می‌دهند.

خیلی مخلصیم به انگلیسی

استاندارد

خیلی مخلصیم

به انگلیسی

we are very sincere; used as a response to a greeting or expression of gratitude

we are very sincere; used as a response to a greeting or expression of gratitude

محاسبه نمره خام ( به درصد )، نمره تراز و نمره کل

استاندارد
محاسبه نمره خام ( به درصد )، نمره تراز و نمره کل در آزمون کارشناسی ارشد
برای محاسبه نمره خام و تراز خود در آزمون های آمادگی کنکور ارشد می توانید از فرمول های زیر استفاده کنید.
1-محاسبه نمره خام هر درس به درصد:
نمره خام داوطلب در هر درس ( اعم از عمومی و اختصاصی ) از طریق فرمول زیر به دست می آید:
نمره خام داوطلب در هر درس به درصد
={(تعداد پاسخ های صحیح *3) – (تعداد پاسخ های غلط)} {تقسیم بر} { تعداد کل سوالات آن درس * 3 }
به هر پاسخ صحیح 3 امتیاز تعلق می گیرد و به ازای هر پاسخ غلط یک امتیاز کسر می گردد.
نکته مهم:تغییرات نمرات خام دروس ، در محدوده 3/33- تا 100 می باشد. به طوری که اگر داوطلب کلیه سوالات یک درس غلط جواب دهد ، نمره خام او در آن درس 3/33 – می شود و اگر به همه سوالات یک درس پاسخ صحیح دهد نمره خام او در آن درس 100 خواهد شد.
2-نمره تراز:
به دلیل نابرابری سطح دشواری دروس مختلف عمومی و اختصاصی نمرات خام داوطلبان تراز می شود. برای تعیین نمره تراز ، لازم است تمامی نمرات خام داوطلبان در هر گروه آزمایشی و هر درس در دسترس باشد؛ بنابراین یافتن نمره تراز دروس توسط داوطلب امکان پذیر نیست.
3-نمره کل در هر زیر گروه :
می دانیم که دروس امتحانی رشته های مختلف تحصیلی آزمون سراسری دارای ضرایب متفاوتی هستند ؛ به همین منظور رشته های تحصیلی در هر گروه آزمایشی که مواد امتحانی آنها از ضرایب یکسانی برخوردارند، در یک زیر گروه قرار می گیرند. در هر پنج گروه آزمایشی آزمون سراسری ، چند زیر گروه داریم که در دفترچه شماره 2 آزمون سراسری مشخص شده است.
نمره کل در هر زیر گروه ، میانگین وزنی نمرات تراز دروس عمومی و اختصاصی با توجه به ضریب هر درس در آن زیر گروه می باشد. متذکر می شود که ضریب دروس تخصصی 3 برابر می شود.
نمره کل آزمون زیر گروه A =
{{مجموع (نمرات تراز دروس اختصاصی * ضریب مربوطه)}*3 +مجموع ( نمرات تراز دروس عمومی * ضریب مربوطه )} { تقسیم بر } {(مجموع ضرایب دروس اختصاصی ) * 3 + ( مجموع ضرایب دروس عمومی)}

انتشار واژه نامه تشریحی بیمه

استاندارد

دانلود رایگان واژه نامه تشریحی بیمه

“واژه نامه تشریحی بیمه ” توسط دکتر غلامحسین جباری تحت نظر گروه پژوهشی عمومی بیمه توسط پژوهشکده بیمه در تابستان ۱۳۹۶ منتشر شد.

دکتر غلامحسین جباری در پیشگفتار این طرح پژوهشی آورده است: اهالی هر فن، علم یا هنری برای ارتباط با یکدیگر در پی یافتن زبانی مشترک هستند و ناچارند مجموعه ای از واژگان را نیز برای خود ابداع کنند. گاه این واژگان چنان است که برای غیر اهالی و حتی تازه واردان نامأنوس می نماید و نیازمند توضیح و تشریح. فنّ بیمه هم از این قاعده مستثنی نیست؛ به ویژه این که بسیاری از مجموعه واژگان و اصطلاحات رایج در آن از زبان یا زبان های بیگانه وارد زبان فارسی شده اند. در تهیه واژه نامه تشریحی بیمه حاضر، برای انتخاب واژه ها، مجموعه واژگان موجود دست مایه قرار گرفت. امّا برای انتخاب واژه های بیشتر و شرح هر یک، مراجعه به واژه نامه های انتشار یافته در خارج از کشور اجتناب ناپذیر بود. چند واژه نامه منتشر شده توسط مؤسسات انگلیسی، یک واژه نامه فرانسوی، چندین واژه نامه تشریحی به چاپ رسیده در ایالات متحده آمریکا و واژه نامه دو زبانه منتشر شده توسط انستیتوی بیمه کبک کانادا از جمله مهم ترین مراجع مورد استفاده در تدوین واژه نامه تشریحی بیمه بوده است.

همکاران ، نمایندگان و علاقمندان به استفاده از این منبع ارزشمند می تواند از طریق لینک زیر آن را دریافت نمایند.

 

واژه-نامه-تشریحی-بیمه

دانلود رایگان نمونه سوالات تستی درس اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام کنکور کارشناسی ارشد و دکتری مجموعه مدیریت

استاندارد

دانلود رایگان نمونه سوالات تستی درس اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام کنکور کارشناسی ارشد و دکتری مجموعه مدیریت

جهت دانلود رایگان روی اینجا کلیک فرمایید

فرق بین Whoو Whomو Whose

استاندارد

 

بسیاری از افراد نحوه ی کاربرد اینها رو اشتباه میکنند و نیز افرادی اصلا فرقشون رو نمیدونند. و البته چون فرقشون رو نمیدونند اشتباه میکنند.برای اینکه بریم سر اصل موضوع اول باید به جملات زیر دقت کنید و حالت های مختلف رو درک کنید:

 

=================
۱- حالت فاعلی: Subject
مثال:
فاعل کیه؟ اون کسی که کار رو انجام میده:
He loves movies. او فیلم دوست دارد
She goes to school. او به مدرسه میرود
We enjoy Chinese food. ما از غذای چیزی لذت میبریم
.
الان در جملات بالا: He و She و We فاعل اند.
=================
۲- حالت مفعولی:Object
مثال:
مفعول کیه؟ اون کسی یا چیزی که کار روش انجام میشه:
The teachers like him. معلم ها او را دوست دارند
Thomas knows her. توماس او را میشناسد
The actor smiled at us. هنرپیشه به ما لبخند زد
.
الان در جملات بالا: Him و Her و Us مفعول اند.
=================
۳-حالت مالکیت: Possessive
حالت مالکیت میگه که چی مال کیه
مثال:
His bike is broken. دوچرخه اش شکسته
I like her new book. من کتا جدیدش رو دوست دارم
The teacher graded our homework. معلم تکالیف ما رو نمره داد
.
الان در جملات بالا: His و Her و Our مالکیت رو میرسونند.
=================
حالا بپردازیم به اصل موضوع:
=================
۱-
Who is a Subject Pronoun
آقایون و خانمها؛ Who ضمیر فاعلی ست.
.
برای وقتی که میخواهیم بگیم: چه کسی؟/ کی؟
فاعل کیه؟ who .
.
چه کسی؟ : او؛ / چه کسی؟ : من / چه کسی؟ : غلام
مثال:
Who made the birthday cake?
کی/چه کسی کیک تولد درست کرد؟
.
Who is in the kitchen?
کی/چه کسی تو آشپزخونه است؟
.
Who is going to do the dishes?
کی/چه کسی میره ظرفها رو بشوره؟
.
=================
۲-
Whom is an Object Pronoun
دخترا و پسرا؛ Whom ضمیر مفعولی ست.
.
برای وقتی که بخواهیم بگیم: چه کسی را/ که را؟ / کی را؟
مفعول کیه؟ Whom
.
چه کسی را؟ : او را / چه کسی را؟ : مرا / چه کسی را؟ : غلام را
مثال:
Whom are you going to invite?
که را/ چه کسی را میخواهی دعوت کنی؟
.
Whom did he blame for the accident?
او چه کسی را/ که را برای تصادف سرزنش کرد؟
.
Whom did he hire to do the job?
او چه کسی/که را برای انجام کار استخدام کرد؟
.
=================
۳-
Whose is a Possessive Pronoun
 Whose ضمیر مالکیت چه کسی ست.
.
برای وقتی که بخواهیم بگیم: مال کی؟/ مال چه کسی؟
مال کیه؟ Whose
.
مثال:
Whose camera is this?
این دوربین کیه؟ چه کسی ست
.
Whose dog is barking outside?
سگ کی/چه کسی داره واق واق میکنه؟
.
Whose cell phone keeps ringing?
موبایل کی/ چه کسی داره هی زنگ میزنه؟

 

کلمات گیج کننده زبان انگلیسی (۳) adopt-adapt-adept

استاندارد

adopt-adapt-adept

در این نوشته به بررسی فرق کلمات adopt-adapt-adept می پردازم. این سه قلو از جمله گیج کننده ترین کلمات رایج زبان انگلیسی هستند. خوشبختانه با خواندن توضیحات زیر می توانید مطمئن باشید که دیگر سه گانه adopt-adapt-adept برایتان مشکل ساز نخواهد شد.

 

کلمه adopt معانی مختلفی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:  به فرزندی قبول کردن، اتخاذ کردن، تصویب کردن و (در مورد لحن، لهجه، نحوه گفتار و نوشتار، اسم مستعار و …:) گرفتن یا اختیار کردن (که البته این معانی همگی مفهومی از اتخاذ کردن در خود دارند). این کلمه به صورت /əːpt/  تلفظ می شود.

 

adopt-adapt-adept

تفاوت adopt-adapt-adept

 

جملات زیر مثال هایی از کلمه adopt در معنی به فرزندی قبول کردن هستند:

  • They were unable to have children of their own, so they decided to adopt.
  • He was adopted as an infant.

مثالی از معنی اتخاذ کردن:

  • I think it’s time to adopt a different strategy in my dealings with him.
  • This approach has been adopted by many big banks.

و این هم مثالی از معنی تصویب کردن:

  • The resolution was unanimously adopted by the Senate.
  • The assembly adopted a new constitution.

و آخرین معنی، یعنی گرفتن یا اختیار کردن یک لحن و لهجه یا طرز حرف زدن و اسم مستعار و …:

  • He adopted a patronizing tone.
  • He’s adopted a remarkably light-hearted attitude towards the situation.
  • The author Samuel Clemens adopted the name Mark Twain.
  • why do so many Americans adopt British accents after crossing the Atlantic?

اما معنای اصلی کلمه adapt وفق دادن (یا پیدا کردن) و اقتباس کردن (از متن) یا تغییر دادن یک کتاب، فیلم، …(برای استفاده در جایی دیگر) است. تلفظ این کلمه به این شکل است: /ə pt/ . کلمه آداپتور که در فارسی خیلی استفاده می شود از همین کلمه می آید. آداپتور ولتاژ شهر را به ولتاژ دلخواه شما (مثلاً گوشی همراهتان) تغییر می دهد و در واقع آن را با ولتاژ مورد نیاز گوشی وفق می دهد.

 

تفاوت adopt-adapt-adept

تفاوت adopt-adapt-adept

 

بعنوان مثال هایی از معنی وفق دادن یا وفق پیدا کردن کلمه adapt جملات زیر را ببینید:

  • Hospitals have had to be adapted for modern medical practice.
  • When children go to a different school, it usually takes them a while to adapt.
  • She has adapted herself to college life quite easily.

این هم مثالی از اقتباس کردن یا تغییر دادن یک کتاب، فیلم، …:

  • The movie was adapted from the book of the same title.
  • He has adapted the play for television.

در آخر هم نوبت می رسد به کلمه adept که شاید کمتر با آن آشنا باشید. این کلمه به شکل /ə dept/ تلفظ شده و به معنی زبر دست و ماهر یا ماهرانه می باشد. مثلاً اجرای ماهرانه. البته این کلمه علاوه بر حالت صفت(adj)، اسم (noun) هم هست که به معنی فرد ماهر است.

 

فرق adopt-adapt-adept

تفاوت adopt-adapt-adept

 

به مثال های زیر برای adept دقت کنید:

  • He’s adept in several languages.

یا جمله زیر از مقاله ای از مجله New York Times در سال ۲۰۰۳:

  • Three small figurines carved of ivory from mammoth tusks have been found in a cave in southwestern Germany, providing stronger evidence that human ancestors were already adept at figurative art more than 30,000 years ago, an archaeologist is reporting today.

این هم مثالی از adept در حالت اسم:

  • They recruited computational chemists, software engineers, AI experts, and various other computer adepts, all of whom put their monster minds together to create an automated reasoning system that could inspect vast amounts of chemical data quickly and point the finger at potential new drug compounds.

فکر می کنم حالا فرق کلمات adopt-adapt-adept برایتان روشن شده باشد. اگر دوست دارید باز هم از این کلمات در ای اس ال ایران معرفی کنم یا اگر کلماتی از این قبیل سراغ دارید و مایلید فرقشان را بدانید، کافیست موضوع را در قسمت نظرات (در پایین) مطرح کنید.

کلمات گیج کننده (۲): تفاوت complain با complaint

استاندارد

 

تفاوت complain با complaint چیست؟

complain و complaint از کلمات مهم و کاربردی زبان انگلیسی می باشند که complain به معنی شکایت کردن یا غر زدن و complaint اسم آن و به معنی شکایت یا اعتراض است. از آنجاییکه بسیاری از زبان آموزان این دو کلمه را با هم اشتباه می گیرند، اغلب بجای complaint از complain استفاده می کنند، در این نوشته به بررسی این دو کلمه می پردازیم. البته دلیل دیگر اهمیت این کلمات وجود حرف اضافه های متعدد آنها است. ابتدا برویم سراغ بررسی complain:

Complain یک فعل و به معنی شکایت کردن است.

 

تفاوت-complain-با-complaint-heart-complaints-3

تفاوت-complain-با-complaint-heart-complaints-3

 

برخی از ساختار های مجاز این کلمه به این شکل هستند:

اگر می خواهید فقط شکایت کردن را بیان کنید، یعنی نمی خواهید بگویید از چه چیزی یا به چه کسی شکایت شده، این فعل حرف اضافه لازم ندارد. مثال زیر را بخوانید:

  • She used to complain a lot!
  • او قبلاً زیاد غر میزد.

اما اگر بخواهید بگویید از چه چیزی شکایت شده، دو راه زیر وجود دارند:

complain+about+ مشکل

بعنوان مثال:

  • She complained about the noise.
  • او از سر و صدا شکایت کرد.

complain+ that+ عبارت

  • She complained that we did not keep quiet.
  • او شکایت کرد که ما سکوت را رعایت نکردیم.

اگر هم خواستید شخصی که به او شکایت کرده اید را ذکر کنید، ساختار زیر را به کار ببرید:

complain+ to+ شخصی که به او شکایت می کنید

  • She complained to the hotel manager about the noise.
  • او به مدیر هتل در مورد سر و صدا شکایت کرد.

اما، اگر بخواهیم بگوییم شخصی از کمردرد شکایت می کرد چطور؟ آیا می توان گفت:

  • She complained about backache.

پاسخ این است: نه! (البته از رنگ قرمزش هم می توانستید حدس بزنید که پاسخ نه است!)

برای بیان شکایت از یک بیماری باید از ساختار زیر استفاده کنید:

complain of + بیماری یا درد جسمی

پس جمله بالا باید به این شکل باشد:

  • She complained of backache.

حالا نوبت می رسد به کلمه complaint.

 

تفاوت-complain-با-complaint

تفاوت-complain-با-complaint

 

همانطور که در بالا گفتم، complaint اسم بوده و به معنی شکایت و اعتراض است. این کلمه دارای ساختار های بسیار زیادی است که در آینده در پادکست collocation آن را معرفی خواهم کرد. چیزی که اینجا برای ما اهمیت دارد و موضوع بحث ماست، کاربرد complaint با حروف اضافه about، of و on است.

 

برای شکایت در مورد یک چیز، می توانید از این ساختار استفاده کنید:

a complaint about + مشکل

مثلاً:

  • we have received many complaints about the food quality in our hotel.
  • ما شکایت های زیادی در مورد کیفیت غذا در هتلمان دریافت کرده ایم.

حال اگر بخواهید بگویید شکایت در تاریخ فلان، کافیست از ساختار زیر استفاده کنید:

complaint of + تاریخ شکایت

به عنوان مثال:

  • I received your complaint of 12 September 2014 about our food quality.

من شکایت تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۴ شما در مورد کیفیت غذایمان را دریافت کردم.

البته در ساختار بالا، تاریخ مورد نظر تاریخی است که شکایت نوشته شده و اگر بخواهید تاریخی که شما شکایت را دریافت نموده اید را ذکر کنید، مثلاً بگویید در فلان روز شکایت شما را دریافت کردم، باید از حرف اضافه on استفاده کنید.

مثلا،

  • I received your complaint about our food quality on 15 September 2014.
  • من شکایت شما در مورد کیفیت غذایمان را در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴ دریافت کردم.

یعنی اگر بخواهیم بگوییم : ” من شکایت مورخه ۲۱ سپتامبر شما در مورد غذای ما را در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴ دریافت کردم.” ترتیب حروف اضافه به این صورت است:

  • I received your complaint of 12 September 2014 about our food quality on 15 September 2014.

تا اوضاع از این پیچیده تر نشده، از این موضوع بگذریم.

complaint خودش به معنی بیماری هم هست! مثلاً مشکل قلبی، بیماری تنفسی و امثال اینها را می توان به این صورت و با استفاده از کلمه complaint بیان کرد:

پس اگر می خواهید بگویید شخصی برای مشکل قلبی اش تحت درمان است، می توانید بگویید:

He is receiving treatment for his heart complaint.

تفاوت-complain-با-complaint-heart-complaints1

با این مثال می رسیم به پایان بررسی تفاوت complain با complaint . اگر شما مثالی از این دو کلمه دارید، می توانید در قسمت نظرات بنویسید. منتظر نظرات و سوالات شما هستم.

کلمات گیج کننده (۱): تفاوت advice با advise

استاندارد

تفاوت advice با advise

این دو کلمه از رایج ترین اشتباهات زبان آموزان می باشند و من زبان آموزانی را دیده ام که بعد از مدت ها آموزش زبان انگلیسی حتی نمی دانند این کلمات با هم فرق می کنند. این دو کلمه در رتبه ۱۸ لیست کلمات گیج کننده من قرار داشتند.

شما هم اگر کلماتی از این دست مدنظرتان هست که فرقشان را درست نمی دانید، کافی است در قسمت نظرات مطرح کنید تا راجع به آنها هم صحبت کنم. با این مقدمه، برویم سراغ بحث امروز یعنی تفاوت advice با advise.

 

 

تفاوت-advice-با-advise

تفاوت-advice-با-advise

 

advise

کلمه advise، یک فعل بوده و معانی اصلی آن عبارتند از: نصیحت کردن یا اخطار دادن یا پیشنهاد کردن ، توصیه کردن، آگاه کردن (از یک حقیقت، قانون، حقوق و …). تلفظ این کلمه به شکل /ədvaɪz/ می باشد که باید به صدای /z/ یا /ز/ و همچنین محل تکیه (همان stress) در آن بسیار دقت کنید.

بگذارید با مثال هایی این معانی را بررسی کنیم:

  • I strongly advise you to sell your old car.
  • We advised them to save their money.
  • you will be advised of the requirements.
  • We were thinking of buying that house, but our lawyer advised against it.
  • They were advised of their rights.

یا این مثال از مجله Plane and Pilot در سال ۱۹۹۴:

  • Los Angeles Center advised me of a Boeing 747 at my one o’clock position and 500 feet below.

advice

کلمه advice یک اسم است و بصورت /ədvaɪs/ تلفظ می شود. همانطور که می بینید تنها فرق این کلمه با advise در صدای /s/ یا /س/ است. پس بسیار مراقب باشید! چون هرچند از موقعیت می توان حدس زد منظورتان فعل بوده یا اسم، اما این مساله برای مخاطب های شما آزار دهنده خواهد بود. این کلمه معانی مختلفی دارد که چند تا از  آنها عبارتند از: مشورت، پند، نصیحت. به مثال های زیر دقت کنید:

  • Take my advice and sell your old car.
  • May I ask your advice about something? Certainly. I’m always happy to give advice when asked for it.
  • Can I give you a piece of advice?

این بود نخستین سری از کلمات گیج کننده زبان انگلیسی. امیدوارم  تفاوت advice با advise را کاملاً درک کرده باشید و دیگر هرگز در دوراهی advice یا advise گیر نکنید!

درخواست مودبانه در انگلیسی: رسمی یا غیر رسمی؟

استاندارد
درخواست در زبان انگلیسی

درخواست در زبان انگلیسی

 

 

یکی از اهداف اصلی یادگیری زبان انگلیسی (یا هر زبان دیگری) ارتباط برقرار کردن با افراد انگلیسی زبان است. استفاده درست (متناسب با موقعیت) از روش های درخواست مودبانه در انگلیسی یک هنر است. هنری که می تواند دری را برایتان باز کند:

 

درخواست-مودبانه-در-انگلیسی-بله

 

یا آن را در صورتتان بکوبد:

 

درخواست-مودبانه-در-انگلیسی-نه

درخواست-مودبانه-در-انگلیسی-نه

 

در یک محیط رسمی یا وقتی با شخصی رابطه نزدیکی ندارید، باید از عبارات و اصطلاحات رسمی و مودبانه استفاده کنید. البته منظورم این نیست که لحن حرف زدن شما با دوستانتان غیر مودبانه است. بلکه تاکید من در اینجا روی میزان رسمیت یک عبارت و تناسب آن با موقعیت است. یک عبارت رسمی در موقعیتی غیر رسمی مضحک خواهد بود، در حالی که استفاده از یک عبارت غیر رسمی در یک موقعیت رسمی می تواند زننده و بی ادبانه (!) به نظر برسد. مثلاً فرض کنید پسری ۹ ساله از پدرش می خواهد برایش پفک بخرد و چنین جمله ای بگوید:

پدر گرامی، خواهشمندم قبول زحمت نموده و برایم پفکی بخرید.

از لبخندی که زدید مشخص است که به نظر شما هم این طرز درخواست یک پسر از پدرش نیست! حال تصور کنید شما به استادتان ایمیلی می زنید و می خواهید برایتان مقاله ای را بفرستد و می گویید:

استاد، دمت گرم، بفرست اون مقاله رو که کارم خیلی گیره!

یا حتی بگویید:

استاد گرامی؛ مقاله مورد نظر را بفرست!

اگر دقت کنید اولی مضحک و زننده و بی ادبانه و دومی بی ادبانه است. اگر می خواهید استادتان موافقت کرده و مقاله را برایتان بفرستد (با توجه به اینکه شما توانایی خواندن این متن را دارید، فکر می کنم مدتهاست که موقعیت درخواست خرید پفک را پشت سر گذاشته اید!)، به ادامه این نوشته دقت کنید.

الف) اجازه گرفتن:

فرض کنید شما می خواهید کاری را انجام دهید و باید از کسی اجازه بگیرید. در این صورت می توانید از این عبارات استفاده کنید:

  1. Can I + فعل پایه … ?   e.g. Can I say something?
  2. Could I + فعل پایه … ?    e.g. Could I say something?
  3. May I + فعل پایه … ?   e.g. May I say something?
  4. Might I + فعل پایه … ?   e.g. Might I say something?
  5. Would you mind if I + فعل گذشته + …?   e.g. Would you mind if I said something?

منظور از فعل پایه همان مصدر بدون to است. عبارت شماره یک (can) کمی غیر رسمی است و باید سعی کنید اگر با مخاطب رابطه نزدیک و دوستانه ای دارید از آن استفاده کنید. عبارات ۲ و ۳ مودبانه و رسمی هستند و  برای اجازه گرفتن رسمی بسیار مناسب هستند. عبارت شماره ۴ نیز فوق العاده رسمی است ولی به ندرت استفاده می شود. اگر بخواهید حتی مودب تر هم باشید، می توانید به عبارات ۱ تا ۴ کلمه please اضافه کنید. رایج ترین جاها برای please انتهای جمله و یا بعد از کلمه I می باشند:

  • Could I please + فعل پایه …?   e.g. Could I please say something?
  • Could I + فعل پایه …, please ?   e.g. Could I say something, please?

دقت کنید: بعد از عبارت «Would you mind if I» فعل باید بصورت زمان گذشته بیاید و حالت زمان حال برای فعل بعد از این عبارت، غیر رسمی و از نظر گرامری اشتباه است.

 

پاسخ به اجازه

پاسخ به این درخواست ها هم به نوبه خود اهمیت دارد. پاسخ مثبت به عبارات ۱ تا چهار می تواند به این شکل باشد:

  • Yes, of course.
  • Yes, that’s fine.
  • Certainly.
  • Of course.

و پاسخ منفی به آنها می تواند چنین شکلی داشته باشد:

  • Well, the problem is…
  • Well, I’m afraid…+ دلیل عدم موافقت

عبارت شماره ۵ کمی داستانش متفاوت است. عبارت would you mind به معنی مشکلی دارید یا اذیت می شوید است. بنابراین وقتی بخواهید در پاسخ به این نوع عبارت به شخص اجازه انجام کاری را بدهید (یعنی به او پاسخ مثبت بدهید) باید از عبارات منفی استفاده کنید. مثلا:

  • No.
  • No, not at all.
  • No, of course not.
  • No problem.
  • No, go on please.

آسان ترین راه برای ابراز مخالفت استفاده از عبارت زیر است:

  • Sorry, but…
  • Yes, I would.

نکته:  استفاده از عبارتی چون Yes,Of course با لحنی که نشان دهنده موافقت است هم برای موافقت در چنین جملاتی مجاز است.


ب) درخواست کردن:

عبارات زیر برای درخواست چیزی از کسی استفاده می شوند:

  1. Can you + فعل پایه + …?  e.g. Can you open the door?
  2. Could you + فعل پایه + …?   e.g. Could you open the door?
  3. Would you + فعل پایه + …?   e.g. would you open the door?
  4. would you mind + دار ing فعل + …?   e.g. would you mind opening the door?

 در اینجا هم عبارت ۱ نسبتاً غیر رسمی و عبارات ۲ تا ۴ رسمی می باشند و برای موافقت یا مخالفت می توانید از جملات قسمت اجازه گرفتن استفاده کنید. دقت کنید در اینجا بعد از کلمه mind باید از فعل ing دار استفاده کنید. نکته دیگری که در اینجا وجود دارد این است که برخی به اشتباه از عبارت May you برای درخواست استفاده می کنند. این عبارت در زبان انگلیسی بکار نمی رود.


این ها فقط تعدادی از رایج ترین روش های اجازه گرفتن و درخواست کردن هستند و راه های بسیار زیاد دیگری برای درخواست کردن و اجازه گرفتن در زبان انگلیسی وجود دارد. اگر چه با یادگیری روش های گفته شده در بالا می توانید مطمئن باشید کارتان لنگ نمی ماند!

انواع بیمه نامه های بازرگانی قابل ارائه در بازار بیمه کشور

استاندارد

 

نمودار مندرج در ذیل حاوی عنوان انواع بیمه نامه های بازرگانی قابل ارائه در بازار بیمه کشور می باشد:

 

بیمه های اشخاص
  v بیمه عمر
    – بیمه عمر پس اندازی
    * بیمه عمر و پس انداز
    * بیمه مهریه
    * بیمه تأمین جهیزیه
    * بیمه عمر و سرمایه‌گذاری
    – سایر بیمه های عمر(صرفاً با پوشش خطر فوت)
    * بیمه عمر زمانی
    * بیمه تمام عمر
    * بیمه تمام عمر با محدودیت پرداخت حق بیمه
    * بیمه عمر مانده بدهکار
    * بیمه عمر تأمین آینده فرزندان
  v بیمه حوادث
    – بیمه حوادث گروهی
    – بیمه حوادث انفرادی
    – بیمه حوادث خانواده
  v بیمه درمان گروهی
  v بیمه مسافرت خارجی
 بیمه های مسئولیت
  v بیمه مسئولیت متصدیان حمل و نقل زمینی
  v بیمه مسئولیت متصدیان حمل و نقل هوایی
  v بیمه مسئولیت متصدیان حمل و نقل بین المللی
  v بیمه مسئولیت کارفرما در قبال کارکنان
  v بیمه مسئولیت سازمانهای دولتی
  v بیمه مسئولیت تولیدکنندگان و فروشندگان محصول
  v بیمه مسئولیت حرفه ای پزشکان
  v بیمه مسئولیت مدیران مسئولین فنی بیمارستانها، کلینیکها و درمانگاهها
  v بیمه مسئولیت حرفه ای پرستاران و پیراپزشکان
  v بیمه مسئولیت حرفه ای مهندسین طراح، محاسب و ناظر ساختمان
  v بیمه مسئولیت جامع .C.G.L
  v بیمه اعتباری تسهیلات بانکها و قراردادهای فروش اقساطی
  v بیمه اسبهای مسابقه
  v بیمه مسئولیت شکارچیان و محیط بانان
  v بیمه مسئولیت عوامل پروژه های سینمایی
  v بیمه رایانه
  v بیمه مسئولیت دام و طیور
  v بیمه صداقت در امانت
  v بیمه مسئولیت حرفه ای دلالان رسمی بیمه مرکزی ایران
  v بیمه مسئولیت شرکتهای تولید کننده گاز مایع
  v بیمه مسئولیت مستاجر در برابر موجر
  v بیمه دام صنعتی
  v بیمه مسئولیت سردفتران
  v بیمه مسئولیت حرفه ای وکلای دادگستری
  v بیمه مسئولیت های عمومی
    – بیمه مسئولیت ناشی از آتش سوزی
    – بیمه مسئولیت مدیران واحدهای اقامتی
    – بیمه مسئولیت مدیران سینما ها
    – بیمه مسئولیت مدیران اماکن ورزشی
    – بیمه مسئولیت پارکینگها
    – بیمه مسئولیت ناجیان غریق
    – بیمه مسئولیت اماکن مسکونی و تجاری
    – بیمه مسئولیت شرکتهای نصاب سیستمهای گاز سوز خودرو
    – بیمه مسئولیت مدنی ناشی از اجرای عملیات ساختمانی
 بیمه های اموال
  v بیمه های اتومبیل
    – بیمه شخص ثالث
    * خسارتهای مالی
    * خسارتهای جانی
    – بیمه حوادث سرنشین
    – بیمه بدنه
  v بیمه های آتش سوزی
    – واحدهای مسکونی
    – مراکز صنعتی
    – مراکز غیر صنعتی
  v بیمه های باربری
    – بیمه حمل و نقل
    * A
    * B
    * C
    – بیمه پول
    – بیمه کشتی
    – بیمه هواپیما
    * بیمه بدنه هواپیما
    * بیمه فرانشیز بدنه
    * بیمه جنگ بدنه
    * بیمه تجهیزات فرودگاهی
    * بیمه تجهیزات و لوازم یدکی شرکتهای هواپیمایی
    * بیمه مسئولیت قانونی شرکت هواپیمایی در قبال مسافر
    * بیمه مسئولیت قانونی بار همراه مسافرین
    * بیمه مسئولیت قانونی نسبت به اشخاص ثالث
    * بیمه مسئولیت کالای حمل شده توسط هواپیما
    * بیمه مسئولیت ناشی از جنگ
    * بیمه مسئولیت عمومی
    * بیمه مسئولیت تولید
    * بیمه مسئولیت خدمات زمینی، جبران خسارات مالی و جانی
    * بیمه حوادث سرنشین
    * بیمه فقدان گواهی پرواز خلبان، کمک خلبانان و مهندسین پرواز
  v بیمه های مهندسی
    – بیمه تمام خطر پیمانکاران
    – بیمه تمام خطر نصب
    – بیمه سازه های تکمیل شده
    – بیمه شکست ماشین آلات
    – بیمه ماشین آلات و تجهیزات پیمانکاری
    – بیمه فساد کالا در سردخانه
    – بیمه عدم النفع شکست ماشین آلات
    – بیمه بویلر و مخازن تحت فشار
    – بیمه تجهیزات الکترونیکی

 

چگونه بدون سرمایه گذاری از امکانات گوگل برای کسب درآمد استفاده کنیم

استاندارد

(بسم الله الرحمن الرحیم)

Welcome

امروزه طبق آمار معتبر بیلیونها دلار از طریق اینترنت داد و ستد می شود که روز به روز هم این حجم مبادلات در حال افزایش است. سهم من و شما به عنوان یک کاربر با امکان دسترسی هر چند محدود به اینترنت چقدر است؟ آیا فکر کرده اید چرا هنوز هم در کشور ما گروهی با امکان دسترسی به اینترنت از بیکاری و نداشتن درآمد  کافی شکایت دارند؟ آیا فکر نمی کنید شاید یکی از دلایل آن (در میان انبوهی دلیل” عدم اطلاع رسانی هم باشد؟ هنوز بسیاری از مردم در کشور ما (که حتی شامل برخی از افراد طبقه تحصیلکرده٬ مدیران٬ برنامه ریزان و مسئولان میشود) از قابلیتهای اشتغالزایی اینترنت اطلاع کافی ندارند. اینها قالبهای ذهنی شان در مورد مسئله اشتغال هنوز همان قالبهای سنتی بوده و میخواهند آنرا به همان صورت سنتی حل کنند بدون آنکه بیندیشند که زمانه عوض شده و اکنون در دوره دیگری به نام “عصر دیجیتال” زندگی می کنند.

به هرحال٬ شاید شما هم اخیرا از این دست مطالب را در روزنامه ها خوانده و یا دیده باشید که مثلا زنان هندی با وجود نداشتن شغل در زمان حاضر میتوانند ضمن همکاری با سایتهای اینترنتی تا ۱۰ هزار روپیه در ماه درآمد داشته باشند. روزنامه انگلیسی زبان Times of India گزارش داد که در حال حاضر تعداد زیادی از این زنان در شرکت های تبلیغاتی که در سایتهای اینترنتی فعال هستند جذب میشوند و وظیفه آنها کلیک کردن بر روی تبلیغات است. تازه این یکی از ساده ترین کارها در اینترنت میباشد. بدون شک قابلیت های زنان و مردان ایرانی به مراتب خیلی بیشتر و بالاتر از آنهاست فقط متاسفانه در اثر غفلت مسئولین بستر و ابزار مناسب برایشان فراهم نیست که اگر فراهم بود شخصا معتقدم که ما در کشور با مقوله ای به نام بیکاری (بویژه بیکاری جوانان) و درآمد سرانه ناچیز  روبرو نبودیم. بر کسی پوشیده نیست که ما در کشور دارای امکانات سرشار و منابع عظیم تولید با ارزش افزوده ی بالا (مساوی با تولید ثروت) هستیم که مورد غفلت واقع شده اند. اما باز هم میشود با همین امکانات محدود در حال حاضر سهمی از مبالغ هنگفت مورد داد و ستد در اینترنت را به خود اختصاص داد. میپرسید چگونه؟ پس این مطلب را تا به آخر بخوانید چون پس از آن میتوانید حتی بدون یک ریال سرمایه گذاری و تنها با صرف وقت و پشتکار زیاد صاحب درآمد شده تا پس از آن زندگی خود را اداره نمایید.

تکنیک های کسب درآمد از طریق اینترنت بسیار متنوع و متفاوت می باشند. در اینجا سعی می کنیم بتدریج به مرور آنها پرداخته و از طریق همین وبلاگ آنها را توضیح و آموزش دهیم. لطفا توجه داشته باشید روشهایی را که در اینجا به شما معرفی می کنیم همگی بدون حتی یک ریال سرمایه گذاری اجرا میشوند بنابراین نمی توانند کلاهبرداری (که متاسفانه در اقتصاد های ناسالم بازار داغی هم دارد) یا موارد مشابه محسوب شوند. هدف ما کمکی هر چند ناچیز به جوانان عزیز و خلاق این مرز و بوم است که به دنبال راهی شرافتمندانه برای کسب درآمد و ارتقاء سطح زندگی خود می گردند. در هر صورت موفقیت شما آرزو و کسب رضای خالق هدف ماست. فقط عزیزان توجه داشته باشید که در این روشها پشتکار و صرف وقت لازم است و نیاز به سرمایه چندانی نیست هرچند که نمی توان نقش سرمایه را کلا در حصول هر چه سریعتر به اهداف مادی و گاهی اوقات معنوی انکار نمود.

تکنیک اول: کسب درآمد از طریق گوگل:

یکی از شرکتهای معروف و معتبر فعال در اینترنت شرکت آمریکایی گوگل می باشد که چندین برنامه برای کسب درآمد و نیز تبلیغ دارد که یکی از مهمترین و معروفترین آنها گوگل ادسنس (Google Adsense) (برای کسب درآمد) و دیگری گوگل ادوردز (Google Adwords)  (برای ارتقا و تبلیغ کسب و کار) می باشد.

به نقل از دانشنامه ویکی پدیا “۹۵ درصد درآمد گوگل از طریق تبلیغات است (سال ۲۰۱۱ معادل ۳۷,۹۰۵ میلیارد دلار). شرکت  از گوگل ادسنس و دابل‌کلیک نیز برای تبلیغات خود استفاده می‌کند. گوگل ادسنس برای کسب درآمد از اینترنت به وجود آمد که توسط شرکت گوگل در سال ۲۰۰۳ راه اندازی شده‌است.  در گوگل ادسنس اگر از یک وبگاه بازدید روزانه بالای ۱۰۰۰۰ وجود داشته باشد، می‌توان روزانه حداقل ۱۰ دلار درامد کسب کرد، که البته این حداقل است. به ازای هر کلیک از ۰٫۰۱  تا ۱۰  دلار پرداخت می شود که بستگی به میزان ترافیک وبگاه و موضوع وبگاه و کیفیت مطالب آن دارد و می‌تواند از ماهی چند دلار تا چندین هزار دلار متغیر باشد.

دابل کلیک سرویس دیگر تبلیغاتی‌ است که گوگل خرید آن را در ۱۳ آوریل ۲۰۰۷  به مبلغ ۳ میلیارد دلار خبر داد که بزرگ‌ترین خرید تاریخ گوگل به حساب می‌آمد. در این وبگاه تبلیغات در کنار محتوایی قرار می‌گیرد که ارتباط بسیار نزدیکی به آن دارد. برای مثال صاحب یک فروشگاه لوازم ورزشی، تبلیغات را در شبکهٔ گوگل تنها در کنار مطالبی که به لوازم ورزشی مربوط هستند نمایش می‌دهد.

در سال۲۰۰۶، کمپانی جمعاً ۱۰,۴۹۲ میلیارد دلار درآمد از تبلیغات کسب کرد و فقط ۱۱۲ میلیون دلار در زمینه‌های دیگر درآمد داشت. گوگل از ابزارهای جدیدی برای تبلیغات خود به صورت آنلاین استفاده کرد که باعث شد به یکی از رکوردشکنان تجارت تبدیل شود. با استفاده از فناوری دابل‌ کلیک، گوگل قادر بود که متوجه علایق کاربران خود شود و تبلیغات مناسب را به آن‌ها نشان دهد. گوگل آنالیز به صاحبان سایت‌ها اجازه می‌داد که تبلیغات را در سایتشان نمایش داده  و نیز کاربرانی را که از وبگاه‌هایشان استفاده کرده اند را دنبال کنند، و مثلاً تعداد کلیک‌هایی که در پیوندهای درون سایتشان می‌شده‌ است را ببینند.
 
Google Adsense (گوگل ادسنس) آگهی صاحبان سایت ها (وبمسترها) در همان “گوگل ادوردز” است که شرکت گوگل طبق قراردادی درسایت ها و وبلاگهای متعلق به خود یا اشخاص ثالثی مثل من و شما و یا شرکت ها پخش می کند. گوگل به ازای هر کلیک که توسط بازدید کننده سایت یا وبلاگتان بر روی آگهی اش انجام میگیرد٬ مبلغی را از آگهی دهنده (وبمستر) گرفته و درصدی از آن را به من و شما پرداخت میکند (از دو تا پنجاه سنت به ازای هر کلیک و بسته به نوع آگهی٬ گاهی اوقات بیشتر حتی تا ۱۰۰ دلار در مواقعی خاص). اما همانطور که گفته شد در سیستم Google Adwords (گوگل ادوردز) شرکت گوگل بابت پخش آگهی وبمسترها که به صورت های مختلف و نیز در قسمت های مختلف فهرست نتایج جستجو، سایت ها و یا حتی در جی میل و نیز ایمیل و سایر مکان ها درج می شود (بر اساس کلمات کلیدی و کمپینی که توسط کاربر در حساب خود و به این ترتیب اثر گذاری بر موتور جستجوی گوگل ایجاد شده) از آنها وجه دریافت می کند. بنابراین فرق عمده بین این دو سیستم آینست که در سیستم Google Adsense، گوگل بابت درج آگهی هایش در سایت یا وبلاگ اشخاص به آنها وجه پرداخت میکند (همان جنبه کسب درآمد از گوگل برای من و شما) در حالیکه در سیستم Google Adwords این شرکت بابت درج آگهی وبمسترها و نمایش آن در صفحات مختلف از ایشان وجه دریافت میکند. حال بسته به نیاز افراد٬ هر دو سیستم در اینترنت بسیار موثر عمل کرده و سود هنگفتی نصیب شرکت گوگل می سازد.
اکنون می پردازیم به آموزش و نحوه استفاده از سیستم های کسب درآمد از گوگل:
الف) Google Search Box: برای شروع آموزش کسب درآمد از طریق گوگل ادسنس اینجا را کلیک کرده  و صفحه را باز کنید.  وبلاگی که باز می شود یک نسخه انگلیسی مرتبط با همین وبلاگ است که موضوع آن روش های ساخت وبسایت و نیز کسب درآمد در منزل است. وبلاگی را که باز کرده اید برای مراجعات بعدی و نیز جهت طی مراحل دستورالعمل و تکمیل آن باز بگذارید. نمای کلی صفحه ای که باز می شود به صورت زیر است:
Image and video hosting by TinyPic
بعد از اینکه وبلاگ باز شد٬ بالای صفحه آن مربع مستطیلی سفید رنگ (سرچ باکس) برای جستجو در گوگل به شکل زیر قرار دارد:
Image and video hosting by TinyPic
اکنون از طریق این سرچ باکس یک سرچ به مضمون “گوگل ادسنس” یا “کسب درآمد از گوگل” و یا سایر کلمات و عبارات مشابه و در همین رابطه انجام دهید. در صفحه ی نتایج چه می بینید؟ وبلاگ حاضر در بین سایت ها و یا وبلاگ های معرفی شده توسط گوگل در رتبه ی چندم نتایج قرار دارد (مهم است)؟ آیا به آگهی های گوگل برخورد نمودید؟ اکنون در صورت برخورد با آگهی یا آگهی های گوگل برای بررسی بیشتر و جامع تر روی آنها کلیک کنید. حال چه می بینید؟ مالکیت صفحه ای که مقابل شما قرار دارد به وبمستری تعلق دارد که در گوشه ای از جهان (بیشتر در غرب) زندگی می کند که تحت سیستم “گوگل ادوردز” به شرکت گوگل مبلغی پرداخت کرده تا آگهی اش را پخش کند.
توجه داشته باشید که این سرچ باکس نیز میتواند منبع درآمدی برای شما باشد زیرا در صورت استفاده بازدید کننده از آن جهت جستجو در اینترنت از طریق سایت یا وبلاگتان و سپس کلیک بر روی نتایج حاصله (مبلغی کمتر) و یا نیز کلیک منجر به خرید روی آگهی های مربوط به شرکت گوگل (مبلغی بیشتر) بابت آن دریافت کنید (اینجا عملا می بینید که در واقع گوگل نقش به اصطلاح واسطه را بازی می کند).
با وارد کردن عبارت مورد نظر و دلخواه در این سرچ باکس می توان در اینترنت به هر نوع جستجویی پرداخت. کاربرد این سرچ باکس کاملا همانند سرچ باکس گوگل واقع در home page سایت گوگل است. با Bookmark کردن آدرس این وبلاگ می توانید به مراجعات بعدی خود سهولت بخشیده و با انجام جستجوهایتان در این صفحه از ما حمایت فرمایید. بدیهی است در صورتی که تصمیم گرفتید به برنامه گوگل ادسنس بپیوندید و دارای وبلاگی مشابه شوید آدرس آنرا برای ما ارسال دارید تا اعضای گروه ما نیز به همین ترتیب عمل نموده و از باکس شما در وبلاگ یا وبسایتتان برای سرچ استفاده نمایند.
 
ب) Google Adsense (گوگل ادسنس)حال می پردازیم به آموزش و چگونگی آگهی های گوگل ادسنس در وبسایت ها، وبلاگ ها و غیره. در سمت راست صفحه ای که باز شده حدود ۳ بنر مربع یا مستطیل شکل که به حالت عمودی روی هم قرار گرفته اند مشاهده می کنید. بالای این مجموعه آگهی عبارت “آگهی های گوگل ادسنس و یا زیر هرکدام عبارت “Ads by Google” درج شده است. این آگهی ها می توانند آگهی متنی یا گرافیکی باشند تقریبا مانند شکل زیر:
Image and video hosting by TinyPic
مضمون آگهی های متنی همانطور که از نامشان پیداست “متن ساده” است که در آن عنوان کالا یا خدمات آگهی دهنده (وبمسترهای اکثرا امریکایی) درج شده و زیر آن بلافاصله لینک (آدرس اینترنتی وبسایت یا بلاگ صاحب آگهی) آمده است. آگهی های گرافیکی هم بیشتر عکس و کارهای گرافیکی هستند که آدرس اینترنتی صاحب اصلی آگهی به اصطلاح با یک هایپرلینک embed شده است.  در تصویر بالا و نیز وبلاگ پیش رویتان هر دو نمونه آگهی وجود دارد. دو نمونه بالا و پایین آگهی متنی و نمونه وسط گرافیکی هستند. جهت اطلاع شما بایستی به این نکته اشاره کرد که ثابت شده آگهی های متنی بهتر عمل کرده و تعداد کلیک بیشتری نسبت به آگهی های گرافیکی جذب می نمایند.
میتوان انواع سایت های آگهی دهنده در بخش گوگل ادوردز و ماهیت آنها را در این قسمت با کلیک بر روی هر یک مشاهده نمود که منتهی به تجربه عملی شود. با این عمل شما به سایتی مرتبط می شوید که با عضویت در گوگل ادوردز و ایجاد کمپینی تبلیغاتی به ازای هر کلیک شما مبلغی به شرکت گوگل پرداخت می کند. نکته قابل توجه برای کسب درآمد از این طریق این است که این آگهی یا باید برای بازدید کننده دارای جاذبه باشد و یا اینکه به آن کالا یا خدمات نیاز داشته باشد تا از آن خرید کرده یا از خدماتش استفاده کند. بهر حال با انجام این عمل بر روی آگهی شما بابت آن مبلغی بین ۵ تا ۱۰۰ سنت یا گاهی اوقات بیشتر (حتی تا ۱۰۰ دلار در مواقع منجر به خرید، عقد قرارداد و یا عضویت قطعی) از شرکت گوگل دریافت می کنید. همانطور که گفته شد این مبلغ بستگی به میزانی دارد که آگهی دهنده در کمپین گوگل ادوردز خود تعیین نموده است. البته بد نیست بدانید که صاحب آگهی نیز از این بابت متحمل هیچگونه ضرری نمی شود زیرا کمترین چیزی که به دست می آورد یک آدرس ایمیل معتبر است که از شخص بازدید کننده سایتش برای مراجعات بعدی و  نیز بمباران تبلیغاتی وی بدست می آورد تا بلاخره به خرید توسط وی منجر شود. بعلاوه لیستی شامل ایمیل های معتبر و هدفمند بدست می آورد که دارای ارزش زیادیست و مشتری فراوانی هم دارد که حاضرند بابتش پول خوبی پرداخت کنند.
 همچنین لازم بذکر است چون رقابت (یا همان کمپین) بین آگهی دهندگان در گوگل ادوردز به علت اینکه میخواهند آگهیشان به تعداد دفعات بیشتر نمایش داده شده و یا در ردیف اول نتایج جستجو قرار گیرد بسیار بالاست، برخی از آنان حاضرند تا ۱۰ دلار و یا حتی بیشتر! بابت هر کلیک به گوگل پرداخت کنند. البته بهتر است بدانید در صورتی که کلیک منتهی به خرید شود ییش از این مبالغ برای آگهی دهنده جبران می شود.

اکنون میپردازیم به اینکه شما هموطن عزیز چگونه از شرکت آمریکایی گوگل کسب درآمد کنید و مقداری از وجوه بیشمار آن را دریافت کنید تا موجب رونق اقتصادی مملکت و زندگی خودتان شوید زیرا همانطور که قبلا گفته شد هدف از ایجاد این پست در این وبلاگ آشنایی شما با سیستم کسب درآمد از گوگل است تا شما هم بتوانید از این طریق درآمد کسب کنید.

 Image and video hosting by TinyPic

به همین ترتیب شما نیز میتوانید یک اکانت در گوگل ایجاد و یک وبلاگ به نام خودتان در Blogger گوگل بسازید. اگر به زبان انگلیسی مسلط نیستید در صورت تمایل می توانید ساخت وبلاگ٬ ایجاد اکانت و دریافت کدها را از گوگل و نیز بسته به نیازتان٬ ایجاد اکانت در گوگل ادسنس (Google Adsense) و یا گوگل ادوردز (Google Adwords) (نیاز به تخصص بالا دارد) یا هرکدام از آنها را تا انتها در ازای مبلغی مختصر با انعقاد قرارداد و رعایت کلیه موارد اصولی در معامله به ما محول فرمایید. به این منظور میتوانید برایمان ایمیل ارسال کنید.

اگر خود با زبان انگلیسی آشنا هستید به وبلاگ: http://homebiz-developer.blogspot.com مراجعه نموده و روی این آیکون واقع در ردیف سمت راست (زیر ۳ بنرمربع مستطیل) کلیک نمایید. برای راهنمایی بشتر میتوانید از شرح مراحل ثبت نام در سایت نمونه  که قالبی کلی برای ثبت نام در اکثر سایتها است و در دنباله همین وبلاگ درج شده استفاده نموده و از موارد مشابه آن در ثبت نام در گوگل و ایجاد اکانت استفاده فرمایید. فقط توجه داشته باشید که شرکت گوگل به وبلاگ یا سایت هایی آگهی می دهد که به انگلیسی یا به یکی از زبانهای مندرج در لیست خودش باشند (زبان انگلیسی بهتر است زیرا کاربران زیادی دارد). متاسفانه هنوز زبان فارسی در این لیست وجود ندارد. اما در آینده ممکن است زبان فارسی نیز شامل این لیست شود.

پس از اینکه یک اکانت در گوگل ایجاد کردید به قسمت بلاگر رفته و یک وبلاگ درست کنید. برای اینکار شما میتوانید مطالب مندرج در وبلاگ http://homebiz-developer.blogspot.com را که راجع به کسب درآمد از طریق اینترنت و ثبت نام در سایت های معتبر است کپی کرده و در وبلاگ خود که در بلاگر ایجاد کرده اید قرار دهید. فقط توجه داشته باشید که پس از عضویت در هر سایت پیشنهادی ما لینک موجود در آن را با لینک  اختصاصی عضویت خودتان عوض کنید تا به بوسیله آن یا شروع به عضوگیری و یا کسب درآمد برای خودتان کنید (قویا توصیه می شود که عضو سایتهای معرفی شده از طرف ما شوید تا به دام کلاهبردارهای اینترنتی نیفتید و همچنین از مزایای آن بهرمند شوید).

بهرحال٬ شما پس از عضویت در گوگل و تایید سایت یا وبلاگتان٬ از طرف شرکت گوگل کدهایی را توسط ایمیل دریافت میکنید که از آن پس می توانید با قراردادن این کدها در وبلاگتان شروع به نمایش آگهی کرده و از این طریق کسب درآمد نمایید. این کدها شامل کسب درامد از موارد ذیل است (که در بالا شمه ای از آن گفته شد) و هرکدام دارای مزایای مستقل و منحصر به فرد خود است:

۱٫ AdSense for Content: آگهی بر مبنای محتوای وبسایت است که ذکر آن گذشت. نوع آگهی که گوگل در وبلاگ شما پخش می کند مرتبط با محتوای آن است. به این معنی که اگر موضوع وبلاگ شما در مورد موسیقی است موضوع آگهی ها مرتبط با موسیقی و یا فروش آلات موسیقی است. آگهی تقریبا به شکل زیر در وبلاگ شما نمایش داده می شود هرچند که دارای اشکال و ابعاد مختلفی است که خودتان می توانید با توجه به قالب وبلاگتان آنرا انتخاب و رنگبندی آنرا تنطیم کنید:

۲٫ AdSense for Search: با این کد٬ باکس جستجوی گوگل در وبلاگ شما قرار می گیرد. در صورتی که کاربری از باکس جستجوی آن استفاده کند و روی آگهی های گوگل ادوردز (واقع در سمت راست صفحه نتبجه جستجو) کلیک نماید مبلغی به حساب شما اضافه می شود. اگر کلیک منتهی به خرید شود٬ مبلغ بیشتری به عنوان پورسانت به شما تعلق می گیرد.

۳٫ Referrals: کدهایی است که به وسیله آن کاربران را به گوگل ارجاع می دهید تا عضو خانواده گوگل در سراسر دنیا شده و یا از محصولات و فراورده ها یا نرم افزارهای گوگل یا سایر شرکتها دانلود و خرید کنند . به ازای هر فرد که ملحق شده یا خرید نماید پورسانتی تا ۷۰٪ ارزش کالا یا نرم افزار به شما تعلق می گیرد. در حال حاضر هر عضو میتواند تا ۱۵ قلم کالا را انتخاب کرده و بازدید کننده را برای خرید رجوع دهد.

در صورتیکه تصمیم دارید عضو گوگل شوید روی آیکونی که مانند آیکون زیر در وبلاگ انگلیسی بلاگ اسپات است کلیک کرده و عضو شوید. آیکون رفرالز دارای اشکال مختلفی است.

بهرحال عضویت در گوگل شامل مزایای بسیار است که هر روز هم به آن افزوده می گردد.

لازم بذکر است که این فرایند بیش از۴ تا ۷ روزطول نمیکشد. اگر این کار توسط ما انجام شود٬ بعدا می توانید با تعویض User Name و Password ٬ فقط خود به اکانتتان دسترسی داشته باشید. در این رابطه٬ گوگل امکاناتی را فراهم کرده که آنالیز کلیه عملیات انجام شده بر روی آگهی هایتان به صورت کامل میسر و در دسترستان قرار داشته باشد. شما با این امکانات حتی می توانید اندازه و رنگبندی آگهی ها را نیز به دلخواه تعیین کنید.

مهم ۱: توجه داشته باشید که پس از عضویت و انتشار آگهی های Google Adsense در وبلاگ یا سایتتان هرگز خود روی آگهی ها کلیک نکنید که بلافاصله عضویتتان لغو شده و در Black List گوگل قرار می گیرید مگر آنکه با یک IP متفاوت اینکار انجام شود.

مهم ۲: باید یک شماره حساب در خارج از ایران ارائه دهید تا گوگل پول را به آن حساب واریز نماید (به علت تحریم).

حال می پردازیم به نوع دیگر تبلیغ در گوگل (برای تبلیغ سایت یا وبلاگ)

ج) Google Adwords: یکی از ابزارهای بسیار قوی تبلیغات در اینترنت است که طبق آمار تا ۷۰۰٪ فروش را بالا میبرد و بیشتر از آن آمار بازدید کننده از سایت را.  توسط شرکتها و کسانی مورد استفاده قرار میگیرد که میخواهند سایت یا وبلاگ خود را بصورت آنلاین تبلیغ نموده و در معرض بازدید کنندگان بیشماری در سراسر دنیا یا کشورهای مختلف به انتخاب خودشان قرار دهند. شرکت گوگل به ازای هر کلیک مبلغی را که خود شخص تعیین کرده به حساب وی شارژ کرده و در پایان هر دوره از وی اخذ میکند. گوگل ادوردز به تبلیغ کنندگان این قابلیت را می‌دهد تا تبلیغاتشان را در محتویات سایت گوگل به نمایش دربیاورند و هزینه آن را به دو شکل، مبلغی به ازای هر کلیک (pay per click) و یا مبلغی به ازای هر نمایش (pay per impression) پرداخت کنند و همانطور که در بالا گفته شد پروژه خواهر آن، گوگل ادسنس، به صاحبان سایت‌ها اجازه می‌دهد که تبلیغات را در سایتشان نمایش دهند و مبلغی به ازای هر کلیک برروی این تبلیغات دریافت کنند.

 لازم بذکر است که کار با گوگل ادودرز نیاز به تخصص بالا و تجربه زیاد دارد وگرنه آکهی دهنده متحمل زیان می شود بنابراین اصلا به مبتدیان توصیه نمی شود. ازاین ابزار میتوان برای تبلیغ سایتهای فارسی نیز استفاده کرد که بسیار موثر هم عمل میکند. صاحبان سایتهای ایرانی که مایل به فعالیت در سطح کشور و در سطح بین الملل هستند میتوانند برای گسترش کار و بالا بردن فروش خود از این ابزار قدرتمند استفاده کنند.

کارکرد این سرویس بر مبنای کلمات کلیدی  بوده و اگر درست انتخاب و تنظیم شود بسیار موثر عمل میکند. این سیستم در حال حاضر مورد استقبال بسیار زیاد صاحبان کسب و کار در سراسر جهان قرار گرفته است. این شیوه برای انجام تبلیغات بین المللی سایت یا وبلاگ شما بینهایت مناسب است زیرا روزانه میلیاردها جستجو از طریق گوگل انجام گرفته و تبلیغ یا لینک شما در معرض دید تعداد بیشماری کاربر قرار می گیرد.

علاوه بر آن در صورت درخواست مشتری آگهی های آنان در سایتها و یا وبلاگهای متعلق به اشخاص ثالث که مرتبط با کار یا خدماتشان هستند نیز پخش میشود (یعنی همان گوگل ادسنس که شرحش گذشت). گوگل این آگهی ها را در سایت اشخاص پخش کرده و درصدی را بابت حق کلیک به صاحبان سایت یا وبلاگ پرداخت نموده و مابقی را به خود اختصاص می دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر بویسیله ایمیل  با ما تماس حاصل فرمایید. تا ترتیب عضویت کامل شما در گوگل ادوردز Google Adwords (قابل توجه وبمسترها) یا گوگل ادسنس Google Adsense (قابل توجه کلیه علاقمندان) داده شده و در تمام مراحل از شما پشتیبانی به عمل آید.

فقط توجه داشته باشید بعد از عضویت (در هر سایت) حتما فعالیت داشته باشید که با پشتکار میتوان شاهد موفقیت را در آغوش کشید.

انشاءالله در آینده نزدیک بتدریج سایر سایتهای معتبر جهت “کسب درآمد از طریق کار در منزل” را به شما معرفی میکنیم. مطمئن باشید سایت هایی که جهت کسب درآمد به شما معرفی می شود از هر نظر کاملا تست شده و معتبر می باشند.

موفق باشید.


پرسش و پاسخ های رایج در مورد گوگل ادسنس

google adsense

google adsense

گوگل ادسنس چیست و به چه معنایی می باشد؟

حس‌ تبلیغ (ترجمه تحت اللفظی AdSense)‏ یک برنامهٔ تبلیغاتی ارائه‌شده توسّط گوگل است. دارندگان وب‌گاه‌ها می‌توانند در این برنامه شرکت کرده تا تبلیغات متنی و گرافیکی روی وب‌گاه‌هایشان فعّال شود. درآمد حاصل از این تبلیغات که گوگل مدیریّت‌شان می‌کند، از راه per-click و یا per-impression می باشد. گوگل علاوه بر راه‌های یادشده مشغول آزمایش‌ برای اجرای خدمات cost-per-action (کلیک منجر به خرید، عقد قرارداد، عضویت و غیره است.

شیوه کار گوگل ادسنس چیست؟

شیوه کار گوگل ادسنس برای همه ما آشناست. گوگل ادسنس سیستم کلیکی بیش نیست اما  مجهز به امکاناتی است که بسیار هوشمند عمل می کند. این سیستم کلیکی معتبر ، بر اساس کلمات درون وبسایت شما تبلیغات را نمایش میدهد! تبلیغات بسیار هدفمند . . .

در این سیستم ، تبلیغات افرادی که در گوگل ادوردز تبلیغات داده اند نمایش داده میشود ، همه نوع تبلیغاتی وجود دارد ، چون این سیستم تبلیغاتی بین الملی است.

چه درامدی را می توان از ادسنس انتظار داشت؟  

اگر بازدید روزانه بالای ۱۰۰۰۰ تا داشته باشید میتوانید روزانه حداقل ۱۰$ کسب کنید ، توجه کنید که حداقل درآمد شما است . هر کلیک در این سیستم به ارزش کلمه کلیدی مربوط است و هیچ سطحی برای هر کلیک تعیین نشده است  . هر کلیک از ۰٫۰۱ تا ۱۰ $ و بیشتر هم وجود دارد .

– پرداخت گوگل بر چه اساسی است؟

– بر اساس کلیک هایی که بازدید کننده های سایت بر روی تبلیغات گوگل انجام میدهند.

– بسیار خوب، حالا بابت هر کلیک چقدر پرداخت میکنه؟

– رقم ثابتی نداره ولی از چند سنت شروع میشه تا ۱۰۰ دلار

– میشه توضیح بدی که این تفاوت زیاد وجه اختصاص یافته به هر کلیک به چه چیزی بستگی داره؟

– البته. این میتونه به خیلی چیزا بستگی داسته باشه از جمله به موضوع تبلیغ، محل جغرافیایی تیلیغ دهنده یا کلیک کننده و از همه مهم تر اینکه فردی که اگهی رو داده چقدر برای هر کلیک تعیین کرده.

– مثلا کلیک از کجا باشه بیشتر پول میده؟

– از آمریکا

– چه موضوعاتی درامدشون بیشتره؟

– پزشکی و مالی

– گوگل از چه طریقی پول رو به ما میرسونه؟

– به ندرت چک صادر می کنه و بیشتر به یک حساب بانکی پول رو واریز می کنه

ایران رو قبول میکنه؟

– خیر

– چرا؟!

چون گوگل یه شرکت امریکاییه و ایران هم از طرف امریکا تو تحریمه

– خیلی بد شد که پس من بیخیال گوگل بشم؟

– نه خوب. میتونی شماره حساب یکی از آشناهات رو که در خارج از کشور زندگی میکنه به گوگل بدی.

– حالا سایت فارسی چی؟ آخه سایت من فارسیه. گوگل قبولش میکنه؟

– نه متاسفانه، زبان فارسی در لیست گوگل موجود نیست.

– از کجا می تونم تو این گوگل ادز ثبت نام کنم؟

– از طریق اکانت گوگل خودت. 


– گوگل چه محتواهایی رو در سایت های معرفی شده نمی پذیره؟چه چیزایی نباید تو سایت باشه؟
– گوگل با سایت های با محتوای: سکسی، خرید و فروش اسلحه، سایتهایی که قانون کپی رایت رو نقض می کنن، قمار، مشروبات الکلی، تبلیغ سیگار و مواد مخدر، سایت هایی که به اعتقادات عده ای توهین میکنه مشکل داره و اونا رو قبول نمیکنه.

– میشه خودمون صبح تا شب بشینیم و رو تبلیغاتش تو سایتمون کلیک کنیم و اینجوری پول در بیاریم؟

– شدنش میشه ولی گوگل خیلی سریع می فهمه و اکانتت رو می بنده.

چطوری میفهمه؟

از طریق IP، کوکی ها و راه ها دیگه ای که وجود داره– خوب، حالا چند تا تبلیغ می شه تو هر صفحه ی سایت یا وبلاگ گذاشت؟
– محدودیت زیادی نداره اما بازم بستگی به محتوا و فشردگی مطالب داره. من تا ۱۰ تاشو دیدم.

– رفرال چی؟

– برای هر محصول یکی.

– سرچ؟

– یکی.

– میشه پاپ آپ هم گذاشت؟

– حیر، نمیشه.

– تو گوگل با آی پی ایران لاگین کنم برام مشکل پیش میاد؟

– تو این مورد سیاست گوگل دقیق معلوم نیست.  ولی پیشنهاد میکنم که ریسک نکنی و از VPN استفاده کنی. البته مواظب باش که VPN رو با پروکسی اشتباه نگیری.– قضیه این پین کد چیه؟

– وقتی درآمدت برای اولین بار به ۵۰ دلار برسه گوگل برات یه کد به آدرسی که بهش دادی پست میکنه

– به چه دردی میخوره؟ واسه چی این کار رو میکنه؟

وقتی اونو وارد کنی از اون به بعد وقتی درامدت به ۱۰۰ دلار برسه سر هر ماه گوگل برات چک میفرسته. گوگل این کار رو برای تست کردن آدرسی که بهش دادی انجام میده.
پس گوگل خیلی دقیقه نه؟
بله بسیار
– میتونم تو سایتم بالای تبلیغات بنویسم که مثلا اینجا را کلیک کنید یا اینکه برای حمایت از ما روی این لینک کلیک کنید؟

– خیر، در این صورت گوگل متوجه می شه و اکانتت رو می بنده.– آخه چرا؟!

– چون گوگل نمیخواد برای سایتایی که تبلیغ بهش دادن ویزیتور کاذب ایجاد کنه.– گوگل رو میشه گول زد؟

– بهتره دنبالش نباشی چون هر از گاهی یه بازرس از سایت گوگل که مثل خودت یه انسان هست میاد و سایتت رو میبینه.– میشه کلمات کلیدی رو تو صفحه مخفی کنم و محتوای صفحه در ارتباط با اونا نباشه؟

– نه نمیشه در این صورت هم گوگل میفهمه و میبنده اکانتت رو– به نظر شما کدوم نوع تبلیغات بیشتر کلیک میخوره و بهتر جواب میده؟

– تبلیغات متنی.– میشه همزمان هم از گوگل از سیستم های تبلیغاتیه دیگه هم استفاده کنم؟

– بله، البته باید قبلش به گوگل میل بزنی و  ازشون بپرسی که با اون سیستم تبلیغاتی مشکل دارن یا نه، چون گوگل گفته که از شرکت های رقیب نباید همزمان در سایتتون استفاده کنید. – میشه فهمید که قلق گوگل چطوریه؟ یعنی چه مواقعی بیشتر گیر میده؟

– طبیعتا هر چه درامدتون بالا تر بره بیشتر روی سایتتون دقیق میشن و اون رو تحت نظر میگیره.– اگه من ۵۰۰ دلار تو اکانتم داشته باشم و قبل اینکه  پولو بهم پرداخت کنه یهو اکانتمو به دلیلی ببنده تکلیف اون ۵۰۰ دلار چی میشه؟

– از دست میره.– یعنی بهم نمیده دیگه اون پول رو؟

– خیر. – گوگل به ازای نمایش (impression) هم پول میده؟

بله، اما یه مبلغ ناچیز– سایت های warez چی؟ قبولشون میکنه؟

– نه تایید نمی شن– حالا من فرض کن ۱۰۰۰ دلار در آوردم و به حساب دوستم که تو خارجه واریز شد، اونوقت چطور به دست من برسه؟

– فعلا به علت تحریم بانکی یا باید دوستت پولو بده یکی برات بیاره یا یه صرافی شماره حسابش رو که در خارج از کشوره بهت بده تا دوستت به اون حساب واریز کنه سپس صرافی پولو اینجا با کسر کارمزدش بهت پرداخت کنه. می بینی که این تحریم ها چطور دماری از مردم درآورده؟ سرمایه ها از مملکت به راحتی خارج میشه اما به چه سختی وارد کشور میشه؟

– حالا توضیح دیگه ای نمونده که نداده باشی؟

– چرا هست مثلا این تجربه یکی از دوستانه:
حالا چندتا راز واقعا بزرگ که ارزون به دست نیومدن برا هر کودومش ۵۰۰-۶۰۰ $ پول از دست دادم!!!!
الف: اگر درآمدتون از روزی ۵۰ دلار بیشتر باشه سایتتون رو از نظر این که جاییش ننوشته باشید رو تبلیغات کلیک کنید میگردن (توسط آدم نه روبات!!! من تو عکس نوشته بودم اکانت رو بلوکه کرد!!)
ب: اگر درآمدتون به روزی ۲۰۰ دلار برسه کافیه برای خودکشی و از دست دادن کل موجودی یک بار و فقط یکبار با IP ایران login کنید!!!

– نتیجه: اگر درآمدتون بالاست به جای channel ساختن اکانت جدید باز کنید تا یکجا به کف قابلمه برخورد نکنید مثل من!– چک های گوگل چقدر اعتبار داره؟

– گوگل حالا دیگه بندرت چک میده و بیشتر مستقیم به حساب واریز می کنه. اما اگه چک بده اعتبارش یک سالست و در صورتی که تا یک سال چک رو نقد نکنید وجهش برمیگرده به اکانتتون و گوگل دوباره براتون چک صادر میکنه.– فرمت تبلیغات گوگل ادسنس به چه صورت است؟ 

– جاوا اسکریپت

تفاوت no با not در زبان انگلیسی

no
استاندارد

no

 

آیا می دانید تفاوت no با not در چیست؟ کلمه ی No در زبان انگلیسی در دو معنای “نه” و “هیچ” مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین در برخی جمله های زبان انگلیسی از کلمه not به معنای هیچ استفاده می شود. در این پست برآنیم تا نحوه استفاده از این کلمات در جملات زبان انگلیسی را به شما بیاموزیم. برای یادگیری جایگاه کلمات در جمله زبان انگلیسی و آموزش گرامر انگلیسی با ما همراه شوید.

No

 

در زبان انگلیسی کلمه ی no به معنی ( هیچ ) قبل از اسم و صفت به کار می رود:

No problem.

مسئله ای نیست.

That’s no good – it’s broken.

به درد نمی خورد ؛ شکسته است.

He’s no slimmer than he was before.

لاغرتر از قبل نیست.

در غیر این صورت ، از کلمه ی not به خصوص قبل از کلمه های a ،all ، many ، much و enough زبان انگلیسی استفاده می شود:

Not many tourists come here.

گردشگران زیادی به اینجا نمی آیند ( = گردشگران کمی به اینجا می آیند).

Not enough food for all of us.

غذا به اندازه ی کافی برای همه ی ما نبود.

She’s not stupid.

او احمق نیست.

The news was not good.

آن خبر خوب نبود.

نکته ی املایی زبان انگلیسی: کلمه ی nobody به معنی ( هیچ کس ) همیشه به صورت یک کلمه ی واحد نوشته می شود:

There was nobody there.

هیچ کس آنجا نبود.

که می توان آن را با استعمال no پیش از اسم body در جمله ی زبان انگلیسی زیر مقایسه کرد:

There was nobody there.

هیچ جسدی آنجا نبود.

آیا شما هم سوالی دارید؟

 

سوالات زبان انگلیسی خود را در بخش نظرات این مطلب مطرح کنید و تا آخر هفته جواب آن را دریافت کنید یا در بخش سوال کنید سایت زبان رمزی آن ها را جستجو کنید.

پیشنهاد دادن به زبان انگلیسی چی میشه؟

idea
استاندارد

idea

 

پیشنهاد دادن به زبان انگلیسی با دو کلمه Propose و suggest بیان می شوند. در این مقاله به بررسی نکات کاربردی گرامر زبان انگلیسی در استفاده از این کلمات می پردازیم.

Propose

Propose و suggest در یک معنا با هم مشترکند و آن (پیشنهاد کردن) است. تفاوت این دو در این است که propose رسمی تر است و اغلب بیانگر این معناست که پیشنهاد ، سنجیده و بررسی شده است. در حالی که suggest این معنا را نمی رساند:

I propose that we buy a new car.

 من پیشنهاد می کنم ما یک ماشین نو بخریم.

I suggest that we should go to a Chinese restaurant.

من پیشنهاد می کنم که برویم یک رستوران چینی. ( من می گویم که ….)

همین تفاوت میان دو کلمه ی proposal و suggestion نیز هست.

The committee’s proposal to raise local taxes.

طرح هیئت بررسی مبنی بر افزایش مالیات های محلی

George’s suggestion that we go skating tonight.

پیشنهاد جورج برای اینکه امشب به اسکیت برویم.

در زبان انگلیسی گفتاری به جای عبارت I suggest that بیشتر از عبارت های let’s یا why don’t we استفاده می شود:

Let’s go for a Chinese meal.

من می گویم برویم غذای چینی بخوریم.

won’t we get a new car?

چرا ما یک ماشین نو نخریم؟

نکته ی دستوری زبان انگلیسی: کلمات propose یا suggest هرگاه دو مفعول داشته باشند همیشه مفعول با واسطه ی آن ها با حرف اضافه ی to می آید:

He proposed a business deal to her.

به او پیشنهاد یک معامله ی کاری داد.

پس درست نیست که بگوییم :

 He proposed her a business deal.

نیز درست نیست که بگوییم :

He proposed her to a business deal.

از طرفی دیگر می توان گفت :

I suggested to her that we go to the disco.

به او پیشنهاد کردم که برویم دیسکو.

حال آن که نمی توان گفت :

I suggested her that we go to the disco.

 

کلمه ی suggest در جمله زبان انگلیسی با مصدر با to به کار نمی رود:

He suggested leaving / that we leave.

او پیشنهاد کرد (که) برویم ( = او گفت برویم )

اما درست نیست بگوییم :

 He suggested to leave.

 

آیا شما هم سوالی دارید؟

سوالات زبان انگلیسی خود را در بخش نظرات این مطلب مطرح کنید و تا آخر هفته جواب آن را دریافت کنید یا در بخش سوال کنید سایت زبان رمزی آن ها را جستجو کنید.

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی

استاندارد

اصطلاحات انگلیسی با ترجمه فارسی-گروه e

۲۶۰۱) Every fox must pay his own skin at the flayer`s
۲۶۰۲) گذر پوست به دباغ خانه هم می خوره

۲۶۰۳) Every hill has its valley
۲۶۰۴) هر سر بالایی یک سرازیری هم داره.

۲۶۰۵) every Jom dick and Harry knows
۲۶۰۶) هر کس و ناکسی می دونه

۲۶۰۷) Every little help
۲۶۰۸) هر چیز که خوار آید روزی به کار آید.

۲۶۰۹) Every mad man thinks all other men mad
۲۶۱۰) کافر همه را به کیش خود پندارد

۲۶۱۱) Every nation is responsible for each act of its individuals.
۲۶۱۲) هر ملتی مسئول هر عملی است که از تک تک افرادش سر می زند.

۲۶۱۳) Every night in my dreams
۲۶۱۴) هر شب در رویا هایم

۲۶۱۵) every one
۲۶۱۶) همه

۲۶۱۷) every one congradulated the bride
۲۶۱۸) همه به عروس تبریک گفتند

۲۶۱۹) every other day
۲۶۲۰) یک روز در میان

۲۶۲۱) every other days
۲۶۲۲) یک روز در میان

۲۶۲۳) every other week
۲۶۲۴) یک هفته در میان

۲۶۲۵) Every peddler praises his needles
۲۶۲۶) کس نگوید که دوغ من ترش است.

۲۶۲۷) every place
۲۶۲۸) همه جا

۲۶۲۹) every thing
۲۶۳۰) همه چیز

۲۶۳۱) Every thing clicked back to me at once
۲۶۳۲) یک دفعه همه چیز یادم اومد

۲۶۳۳) every thing comes to him who waits
۲۶۳۴) گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

۲۶۳۵) Every time I think of you
۲۶۳۶) هر وقت که بهت فکر می کنم

۲۶۳۷) every where
۲۶۳۸) همه جا

۲۶۳۹) Everybody should have some kind of education whether they are rich or poor
۲۶۴۰) همه باید نوعی از تحصیلات را داشته باشند چه ثروتمند باشند چه فقیر

۲۶۴۱) Everyone has his weak side
۲۶۴۲) هر کسی یه نقطه ضعفی داره.

۲۶۴۳) Everyone is in the same boat
۲۶۴۴) بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست

۲۶۴۵) Everyone thinks I’m a chicken
۲۶۴۶) همه فکر می کنند من آدم ترسویی هستم

۲۶۴۷) Everyone was rolling of laugh
۲۶۴۸) همه ی ما از خنده روده بر شدیم.

۲۶۴۹) Everything comes to him who waits
۲۶۵۰) گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.

چند اصطلاح و ضرب المثل

Tail between one`s leg………از خجالت آب شدن
Take the bull by the horns…..دل به دریا زدن
Talk until the cows come home…….مغز همه رو خوردن
Throw someone to the wolves…….تو دل شیر رفتن
Turn tail……….دم روی کول گذاشتن
Wild cat strike……….اعتصاب خود جوش
Wolf in sheep`s clothing…….گرگ در لباس بره(اصطلاح برای ادمی که سعی میکنه خودشو خوب جلوه بده)
حالا یه چند تا proverb  یا به عبارتی ضرب المثل براتون میزارم ..جالب اینکه معادل انگلیسی هم داره
Black will take no longer………بالاتر از سیاهی رنگی نیست
No pains,no gains……..نابرده رنج گنج میسر نمیشود
Everyone is in the same boat……..بر هر که بنگری به همبن درد مبتلاست
He that hunts two hares will catch neither…….با یک دست نمیشه دو هندوانه برداشت
Knowledge is power……….توانا بود هر که دانا بود
What comes with the wind goes with the water…………باد آورده رو باد میبره
To kill a man with a cushin………..با پنبه سر بریدن
One cant make war with rose water……….تو دعوا حلوا پخش نمیکنن
He`s more catholic than the pope………..کاسه داغ تر از آش
He build castles in the air…………ادم خیالاتی ….کسی که خیال خام تو سرش داره
The proof of pudding is in the eating……….حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی
In the long run right will out………….حق به حق دارمیرسه
Exchange is no robbery……….چیزی که عوض داره گله نداره
It is six of one and half a dozen of the other………….چه علی خواجه چه خواجه علی
Charity begins at home………چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است
There is a honour among thieves……..چاقو دسته خودشو نمیبره

اگر به ضرب المثل های انگلیسی دقت کنید متوجه میشین که کاملا native هستن و جالب اینکه با ضرب المثل های ما همخونی دارن
موفق باشید

 

There is no room to swing…….جای سوزن انداختن نیست
His foot is on the verge of the tomb……….پاش لب گوره
He is rolling in money…….توی پول غلط میخوره
Great boast little toast…….پزعالی جیب خالی
To play a lyre in vain to an ass……….یاسین به گوش خر خوندن
After death the doctor……..نوش دارو پس از مرگ سهراب
He snapped his finger at his friend……..به ریش دوستش خندید
The nest of the blind is made by God………..خدا کس بی کسان است
Bird of a feather flock together………کند هم جنس با هم جنس پرواز
A pebble and a diamond are all alike to a blind man……….برای کور تاریک و روشن یکسان است
A bad vessel is seldom broken…………..بادمجان بم آفت نداره
One word leads to another………حرف حرف میاره
As you make your bed,so you must lie on it……..خودکرده را تدبیر نیست
The nearer the church, the further the grace………کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره
Here is the thief, and here is the goat…….دزد حاضر و بز حاضر
Nothing is so easy as revenge, nothing is so grand as forgiveness……..درعفو لذتی است که در انتقام نیست

از بعضی از اینا شاید بشه تعبیر دیگه ای هم کرد منتها نزدیکترین ضرب المثل ها تو فرهنگ ما اینا هستن

یه سری جمله  براتون میزارم البته بعضیاش شاید ساده به نظر بیاد ولی همه کاربردی هستن

I was embarrassed  to death………….از خجالت مردم
What brings you here……….از این طرفا..؟!
Watch for man…….مواظب مردا باش
Do you have any dirty secret………..گناه ناجوری کردی؟
Watch out……بپا
Mind your head……..سرتو بپا
Mind the steps……پله ها رو بپا
Shut the hell up……..خفه شو..دهنتو ببند
Sit the hell down……..بتمرگ
It was like this……..اینجوری شد…اینطوری شروع شد
He is not my type……….ما به هم نمیای
Swear on god………..به خدا قسم
Shaking……..قر دادن-رقصیدن
He laughs his ass off……..از خنده خودشو……داد
I will make your life a living hell………زندگیتو جهنم میکنم
The tea gave me a real buzz……….چایی بهم میچسبه
You will spoil the effect……..از دهن میفته…مثلا شامت از دهن میفته
It is going to beg……….باد کرده
To be supposed to…….قرار بود
Skip the class……دودر کردن کلاس
Gate crasher……..مهمان ناخوانده
Do you know the steps to dance?…………….بلدی برقصی؟
I cant dance to this music……………با این اهنگ نمیتونم برقصم
My cellphone went off suddenly………..موبایلم یه دفه زنگ خورد
Make face…..شکلک در آوردن
Make mock………/ /
Don’t teas me………اذیت نکن
Human staff……کارگزینی
Here we go…….بزن بریم …بسم ا…

تفاوت کاربرد Both و Both of

both both of
استاندارد

both both of

 

Both I Both of

یکی از اشتباهات رایج در به کارگیری گرامر زبان ، استفاده از دو کلمه Both  و Both of  به جای همدیگر است .

یکی اdییکیکک

  1. از Both of   فقط قبل از اسامی جمع استفاده می شود .
  2. از   Both  فقط قبل از اسم دو چیز مشخص و مفرد استفاده می شود .

 

  1. “both of” + plural noun:
  • Both of my brothers are engineers
  • Both of these televisions are broken
  • I read both of the books the teacher lent me

۲٫ “both” + two individual items:

  • Both Ron and his son are very tall
  • I enjoyed both the book and the movie
  • We bought both the necklace and the bracelet in Milan

کاربردهای neither , either

استاندارد

اهداف درس (Objectives):

  1. آشنایی با موارد کاربرد neither
  2. آشنایی با موارد کاربرد either

 

شرح درس:

 

این دو کلمه هم ضمیر هستند و هم صفت. یعنی هم جانشین اسم هستند و هم قبل از اسم به عنوان صفت به کار می روند.

کلمه  Either  به معنی ( هر کدام از دو ) اشاره به دو چیز یا دو فرد کرده به عنوان صفت قبل از اسم مفرد و به عنوان ضمیر در آخر جمله به کار می رود . فعل جمله همیشه مفرد است.

Do you like his two songs?

No, I don’t like either.

Either book is useful to learn.

آیا دو تا آوازهایش را دوست دارید ؟

خیر من هیچکدام را دوست ندارم. (ضمیر)

هر کدام از کتاب ها برای یادگیری مفید هستند . ( اشاره به دو کتاب – Either  در نقش صفت)

در حالی که  neither  به معنی ( هیچکدام ) اشاره به دو چیز یا دو فرد کرده است. ظاهر جمله مثبت اما مفهوم آن منفی است. ( زیرا خودش مفهوم جمله را منفی می کند. ) فعل جمله نیز همیشه مفرد است.

Which book did you buy?

I bought neither.

Neither book is mine.

کدام کتاب را خریدید؟

من هیچ کدام را نخریدم.

هیچ کدام از دو کتاب مال من نیست.

بعد از either , neither  می توان از حرف اضافه  Of   و ضمایر مفعولی نیز استفاده کرد.

 

either-neither

 

کدام یک از این دو اتومبیل را می خواهید؟

Which of the two cars do you want?

هرکدام از آن ها خوب است.

Either of them is good.

هیچ کدام از آن ها را دوست ندارم.

I like neither of them.

هیچ کدام از آن ها غایب نیستند.

Neither of them is absent.

Neither ……. Nor  ,   either……. or

چنان چه بعد از کلمه either از or استفاده شود هر دو کلمه معادل ( یا …. یا ) در زبان فارسی است.

مثال  

I want either this book or that book.

من یا این کتاب را می خواهم یا آن کتاب را

چنانچه بعد از کلمه neither از nor استفاده گردد هر دو کلمه معادل ( نه …نه ) در زبان فارسی است .

در این حالت جمله مفهوم منفی دارد و احتیاجی به کلمه not نمی باشد.

I want neither this nor that.

من نه این را می خواهم  نه آن را

 

کلمات (neither … or) و (neither …. Nor) در انگلیسی جزء حروف ربط محسوب شده یعنی دو جمله را تبدیل به یک جمله می نمایند.

مثال  

I don’t like this

I don’t like that

( I like neither this nor that )

 

فعلی که بعد از آن ها به کار می روند تابع اسم یا ضمیری است که بعد از nor  و یا or  دیده می شود .

 

مثال 

Neither Ali nor Bahram goes there on Friday.

نه علی و نه بهرام هیچ کدام  روزهای جمعه به آن جا نمی روند.

Neither girls nor William is to blame.

نه دخترها و نه ویلیام هیچکدام نباید سرزنش شوند.

Eeither Ahmad and I am blame.

یا احمد و یا من باید سرزنش شویم.

 

تست  

۱- He doesn’t like ________________ one of those bands.

a.neither         b.either                c. nor            d.enough

 

question-mark

۲- Neither my brother ________________ my mother knows about this.

a.or                 b.nor                   c.either         d.and

 

۳- He didn’t come to the party, and his brother didn’t come ________________.

a.either           b.niether             c.nor             d.so

 

۴- He ________________ has a cat or a dog. I can’t remember.

a.either           b.neither            c.so               d.nor

 

۵- I’m not a big fan of that writer, and ________________ is my father.

a. Either          b. neither           c. so              d.nor

کاربرد حروف تعریف a و an و the

استاندارد

کاربرد حروف تعریف a و an و the

 

یکی از مواردی که در بین زبان آموزان خیلی رواج دارد سردرگمی در مورد نحوه استفاده از حروف تعریف a یا an و the است.

در مطلب امروز قصد دارم این موارد را توضیح بدهم.

 

حروف تعریف a یا an :

  1. حرف تعریف aقبل از کلماتی که مفرد باشند به کار برده می شود. مثال:

a boy, a girl, a book

اگر کلماتی که به کار برده می شوند با یکی از حروف صدا دار a, e, i, o, u شروع شده باشند قبل از آنها باید از an استفاده بکنیم. مثال:

An umbrella, an apple, an eraser

  1. حرف تعریف a برای کلماتی که نکره هستند به کار برده می شود. یعنی کلماتی که گوینده و یا شنونده در مورد آن اطلاعی ندارند و آن را نمی شناسند. مثال:

The teacher gave a book to the student

در این مثال گفته شده a book یعنی معلم کتابی را به دانش آموز داد ولی نمیدانیم چه کتابی؟ یعنی در مورد نوع آن یا رنگ یا موضوع کتاب اطلاعی نداریم به صورت خلاصه کتاب برای ما معرفه (معرفی شده) نمی باشد.

 

حرف تعریف the :

  1. حرف تعریف the قبل از کلماتی که مفرد یا جمع هستند و معرفه (معرفی شده، شناخته شده) می باشند به کار می رود:

مثال: The teacher gave a book to the student در این مثال معلم و دانش آموز کلاس برای گوینده و شنونده شناخته شده هستند یعنی می دانند که در مورد کدام معلم و کدام دانش آموز صحبت شده است.

  1. حرف تعریف the قبل از کلمات غیر قابل شمارش نیز استفاده می شود. می توانیم حرف تعریف the را قبل از کلمات غیر قابل شمارش استفاده کنیم یا کلا حرف تعریفی را به کار نبریم. مثال:

I love to sail over the water یا I love to sail over water

در این مثال water غیر قابل شمارش است. اگر the قبل از آن به کار برده شود یعنی آب خاصی مورد نظر ما می باشد و اگر به کار برده نشود یعنی هر آبی.

 

در این مواقع از the استفاده نمی شود:

  1. قبل از اسامی کشور ها. مثال: Iran, Italy, Mexico
  2. قبل از اسامی شهر، استان و یا ایالت ها: Tehran, Yazd, Denver
  3. قبل از اسامی خیابان ها: Emam Khomeini Street, Vali Asr Street
  4. قبل از اسامی دریاچه ها و سواحل مگر اینکه گروهی از دریاچه ها مورد نظر باشد:Lake Urmia
  5. قبل از اسامی کوه ها مگر رشته کوه ها: Damavand, Mount Everest
  6. قبل از اسامی قاره ها: Asia, Europe, Africa
  7. قبل از اسمی جزیره ها مگر گروهی از جزایر مورد نظر باشد: Easter Island

 

در این مواقع از the استفاده می شود:

  1. قبل از اسامی رودخانه، اقیانوس و دریا ها: the Nile, the Pacific
  2. قبل از اسامی نقاطی خاص در کره زمین: the Equator, the North Pole
  3. قبل از اسامی مناطق جغرافیایی: the Middle East, the West
  4. قبل از اسامی بیابان، جنگل، خلیج و شبه جزیره ها: the Persian Gulf, the Sahara, the Black Forest,

 

اسامی که از هیچ حرف تعریفی برای بیان آنها استفاده نمی شود:

  1. اسامی زبان ها و ملیت ها: Persian, English, Chinese مگر اینکه بخواهیم به جمعیت آنها اشاره بکنیم.
  2. اسامی رشته های ورزشی: football, volleyball, basketball
  3. اسامی عناوین دروس دانشگاهی: mathematics, biology, history, computer science

 

امیدوارم با توضیحاتی که داده شد دیگر مشکلی برای استفاده از این حروف تعریف نداشته باشید.

با تشکر از توجه شما

سید میلاد هاشمی مهنه

افعال مجهول (the passive voice)

استاندارد

در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل یا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم برای‌ بیان اینکه فاعل چه کاری‌ را انجام دهد استفاده می‌کنیم. به این مثالها توجه کنید:

  • The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)
  • My father built this house in 1960. (پدرم این خانه را در سال ۱۹۶۰ ساخت)

ولی‌ جملات مجهول (passive) به ما این اجازه را می‌دهند که کسی‌ یا چیزی‌ را که کننده یا انجام دهنده عملی‌ نیست (غیر عامل) در جای‌ فاعل قرار دهیم. در واقع از افعال مجهول برای‌ بیان اینکه چه عملی‌ بر روی‌ فاعل اتفاق می‌افتد، استفاده می‌شود:

 

افعال مجهول

افعال مجهول

 

  • The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)
  • This house was built in 1960. (این خانه در سال ۱۹۶۰ ساخته شد)

هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشید که در اغلب موارد اینکه چه کسی‌ یا چه چیزی‌ عمل را انجام می‌دهد نا معلوم یا بی‌اهمیت است. مثلاً در جمله زیر اینکه چه کسی‌ اتاق را تمیز می‌کند برای‌ گوینده اهمیتی‌ ندارد:

  • This room is cleaned every day. (این اتاق هر روز تمیز می‌شود)

ولی‌ اگر بخواهیم بیان کنیم که چه کسی‌ (یا چه چیزی‌) آن عمل را انجام داده است، در این صورت باید از حرف اضافه by استفاده کنیم:

 

افعال مجهول

افعال مجهول

  • This house was built by my father.
    (این خانه توسط پدرم ساخته شد)
  • This picture was painted by a great painter.
    (این نقاشی‌ توسط یک نقاش بزرگ کشیده شده )

 

 

ساختار

بطور کلی‌ برای‌ ساخت صیغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را به همان زمان فعل معلوم می‌آوریم و اسم مفعول همان فعل را به آن می‌افزاییم:

  • معلوم: Somebody cleans this room every day.
  • مجهول: This room is cleaned every day.
  • معلوم: He bought this car last week.
  • مجهول: This car was bought last week.

در جدول زیر می‌توانید فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنید:

 

زمان معلوم مجهول
حال ساده keeps
نگه می‌دارد
is kept
نگهداری‌ می‌شود
حال استمراری‌ is keeping
دارد نگه می‌دارد
is being kept
در حال نگهداری‌ شدن است
گذشته ساده kept
نگه داشت
was kept
نگهداری‌ شد
گذشته استمراری‌ was keeping
داشت نگه می‌داشت
was being kept
در حال نگهداری‌ شدن بود
حال کامل has kept
نگه داشته است
has been kept
نگهداری‌ شده است
گذشته کامل had kept
نگه داشته بود
had been kept
نگهداری‌ شده بود
آینده will keep
نگه خواهد داشت
will be kept
نگهداری‌ خواهد شد
شرطی‌ would keep
نگه می‌داشت
would be kept
نگهداری‌ می‌شد
شرطی‌ کامل would have kept
نگه داشته بودند
would have been kept
نگهداری‌ شده بود
مصدر to keep
نگه داشتن
to be kept
نگهداری‌ شدن
مصدر حال کامل to have kept
نگه داشتن
to have been kept
نگهداری‌ شدن
وجه مصدری‌ اسم مصدر keeping
نگهداری‌
being kept
نگهداری‌ شدن

منبع جدول: کتاب آموزش و خودآموز گرامر انگلیسی‌ آکسفورد، ترجمه حسن اشرف‌الکتابی‌