بچه دار شویم یا نه ؟

بچه دار شویم یا نه ؟
استاندارد

بعضی از زوج ها به ویژه زوج های جوان درباره بچه دار شدن خود تردیدهایی دارند. در این یادداشت ها کوشش می شود در هر بخش به یکی از این تردیدها اشاره و در حد امکان پاسخی به آن تردید داده شود.

بخش خانواده ایرانی پاسارگادی
بچه دار شویم یا نه ؟

یکی از مهم ترین تردیدهایی که امروز زوج های جوان درباره بچه دار شدن دارند، این است که وقتی نوزاد آن ها به دنیا بیاید آن ها دیگر آن زوج قبلی نخواهند بود. به این معنا که نمی توانند هر موقع که خواستند به مسافرت بروند، به هر کجا که خواستند قدم بگذارند. دست و پای زن و مرد به ویژه زن بسته خواهد شد. او نمی تواند مثل سابق در گعده های دوستانه و زنانه حضور پیدا کند. نمی تواند به صورت منظم ورزش کند و به باشگاه و کوه برود و نظایر آن.

از سوی دیگر امروز نگاه ما به لذت بردن از زندگی با آدم های سه چهار دهه پیش کاملا متفاوت است. مادران سه چهار دهه پیش چیزی به نام لذت شخصی را به رسمیت نمی شناختند، همچنان که  پدران ما هم این طور بودند، بنابراین راحت تر با این موضوع کنار می‌آمدند. مثلا سه چهار دهه پیش کم‌تر مادری به فکر ادامه تحصیل تا مقطع دکترا بود اما امروز بسیاری از زنان که ازدواج هم کرده اند به فکر ادامه تحصیل هستند بنابراین حضور کودک را مانعی بر سر راه خود می‌بینند، یا مثلا میزان

امروز نگاه آدم ها به لذت یک نگاه کاملا فردگرایانه است. از بسیاری این سخن را شنیده ایم که آدم مگر چند بار به دنیا می آید؟ امروز آدم ها دوست دارند به حداکثر لذت در زندگی برسند، بنابراین هر عاملی که در این راه بازدارنده باشد کنار می‌زنند

طلاق ها در سه چهار دهه پیش بسیار کم تر از میزان فعلی بود بنابراین وقتی مرد و زنی ازدواج می‌کردند از قانون پنج‌سال تبعیت نمی‌کردند در حالی که امروز بسیاری از زوج ها از این قانون تبعیت می کنند به این معنا که آن ها استدلال می کنند اگر ازدواج ما پنج سال دوام داشت آن وقت می توانیم به بچه آوری هم فکر کنیم چون معلوم نیست که ازدواج ما تاب بیاورد.

امروز نگاه آدم ها به لذت یک نگاه کاملا فردگرایانه است. از بسیاری این سخن را شنیده ایم که آدم مگر چند بار به دنیا می آید؟ امروز آدم ها دوست دارند به حداکثر لذت در زندگی برسند، بنابراین هر عاملی که در این راه بازدارنده باشد کنار می‌زنند. آن ها مطابق با این دیدگاه خود را محق حس ‌می‌کنند چون بارها در جمع بستگان و دوستان دیده اند که چطور وقتی یک کودک سه و نیم کیلویی به جمع خانواده‌ای اضافه می شود مثل یک زلزله هشت ریشتری عمل می کند و  همه روابط و لذت های پیش از خود را مخدوش می کند. دیگر زن نمی تواند هر زمان که دوست داشت و خواست بخوابد و استراحت کند. ساعات و سیکل خواب او به هم می خورد و والدین به ویژه مادران در دو سال اول با کمبود خواب مواجه می شوند. علاوه بر آن هزینه های قابل توجهی به خانواده تحمیل می‌شود و این یعنی کار بیشتر و فراغت کم تر که با لذت شخصی همخوانی ندارد.

همه این ها تصویرهایی ملموس از بچه دار شدن است و اگر کسی این تصویرها را انکار کند و بگوید نه این طور نیست در واقع صورت مسأله را پاک کرده است، بنابراین هیچ ایرادی ندارد زوج هایی که می‌خواهند بچه دار شوند تصویری واقع بینانه از آن

لذتی که یک مادر و پدر از بچه دار شدن حس می کند عموما آن قدر شیرین است که آن ها همه رنج هایش را  با طیب خاطر می پذیرند و به استقبالش می‌روند

داشته باشند. اما نکته اینجاست که بهتر است هر دو کفه ماجرا به زوج های جوان گوشزد شود. در واقع اگر ما بر رنج ها و محدودیت های بچه داری متمرکز می‌شویم و از‌ آن سخن می‌گوییم در مقابل از لذت های بی مانندی که بیشتر با تجربه شخصی قابل درک است سخن بگوییم. پدرو مادر در دوره ای که بچه دار می‌شوند عموما این حس را دارند که این هدیه به آن ها داده شده است و نه این که آن ها چیزی ساخته اند. بسیاری از پدر و مادرها معجزه بودن این آفرینش را کاملا حس و دریافت می‌کنند و کودک آن ها لحظات شیرینی را به آن ها می‌بخشد که انگار از جنس شادی ها و شیرینی های این دنیایی نیست.

نکته دیگری که در این باره بهتر است بیان شود تذکر این نکته است که در جهان ما “هر به دست آوردنی” توأم و مصادف با “از دست دادنی” است. به دیگر سخن هر لذتی توأم با درد و رنجی است، بنابراین این سخن کاملا صادقانه است که بله اگر کسی صرفا دنبال لذت خالص از بچه داری می گردد این لذت وجود ندارد اما خبر خوب این است: لذتی که یک مادر و پدر از بچه دار شدن حس می کند عموما آن قدر شیرین است که آن ها همه رنج هایش را  با طیب خاطر می پذیرند و به استقبالش می‌روند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *